تبلیغات

عشق فریاد بی صداست - یک دل پا خورده
عشق فریاد بی صداست
http://www.pic.iran-forum.ir/images/v8yjzmtw9xz12991pbp.jpg

آمدی آن روز که دل مرده بود روح مرا سیل غمت برده بود غنچه ی سرخی که وفا نام داشت در گذر حادثه پژمرده بود بی تو جنون در سر و خنجر به چشم عقده گلوگیر و دل آزرده بود بی توچه گویم که به شب غیر اشک این دل بی حوصله نشمرده بود یا که به جز دست غمت هیچ کس در بغل این سینه نیفشرده بود قاب دلم عکس تو در بر گرفت شیشه ی آن گرچه ترک خورده وبد باز به پای تو افکندمش گرچه فقط یک دل پا خورده بود




نوع مطلب : عمومی، رفتن تو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 25 آبان 1386 :: نویسنده : (kamyab tajik )
یکشنبه 26 شهریور 1396 02:28 ق.ظ
Heya! I'm at work surfing around your blog from my new iphone!
Just wanted to say I love reading your blog and look forward to all your posts!
Carry on the outstanding work!
جمعه 3 شهریور 1396 03:22 ب.ظ
Every weekend i used to go to see this web page, because i want enjoyment, as this
this web page conations truly pleasant funny material too.
سه شنبه 17 مرداد 1396 03:46 ق.ظ
I know this site gives quality depending posts and extra data, is there any other site which gives these data in quality?
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 03:47 ق.ظ
Ahaa, its nice dialogue on the topic of this post
here at this weblog, I have read all that, so at this time me also commenting here.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 04:35 ق.ظ
Today, I went to the beach with my kids. I found a sea shell and gave it to my 4 year old daughter
and said "You can hear the ocean if you put this to your ear."
She put the shell to her ear and screamed.
There was a hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this is entirely off topic but I had to tell someone!
جمعه 18 فروردین 1396 07:26 ب.ظ
Today, I went to the beach front with my kids. I found a sea shell and gave it to my 4
year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She placed the shell to her ear and screamed.
There was a hermit crab inside and it pinched
her ear. She never wants to go back! LoL I know this is completely off topic but I had to tell someone!
دوشنبه 28 آبان 1386 10:11 ق.ظ
سلام به عاشق كامیاب اما تنها

ممنون خبرم كردی تا بیام
منم آپم یه سر بزن
دوشنبه 28 آبان 1386 03:11 ق.ظ
سلام
خوبى؟
یه سری به من بزن
شاید بتونی کمکم کنی
مرسی
بای
یکشنبه 27 آبان 1386 11:11 ق.ظ
ممنون گرامی
حضورت بهاری و
در پناه او
یکشنبه 27 آبان 1386 10:11 ق.ظ
...قشنگه عشق و عاشقی ...
اما با شهوت بوسیدن زیباتر...
یکشنبه 27 آبان 1386 09:11 ق.ظ
عزیزم آپم تنهام نزار بیا باشه منتظرم بای
یکشنبه 27 آبان 1386 02:11 ق.ظ
سلام كامیاب جون
ممنون كه اینقدر محبت داری و بهم سر میزنی. من یه بار دیگه اومدم كه كامنت بزارم اما قسمت كامنتها ایراد داشت نتونستم
مطلب خیلی زیبا بود. اماهمیشه عكسی كه میگذاری باز نمیشه ولی چندین بار كه میام بالاخره باز میشه.
امیدوارم موفق باشی و همیشه شادیتو ببینم.
فعلا بای عزیز
یکشنبه 27 آبان 1386 06:11 ق.ظ
سلام دوست عزیز
مرسی برای حضورتان ممنونم
خوشحالم كردین
بسیار زیبا و دلنشین بود
موفق باشید و همیشه عاشق و پایدار
حق نگهدارتان
یکشنبه 27 آبان 1386 12:11 ب.ظ
سلام عزیز
خوبی خیلی خوبه آپم یه سر بزن
ستاره خاموش
شنبه 26 آبان 1386 09:11 ق.ظ
سلام
خوبید ؟
الهی شکر
خیلی قشنگ بود لذت بردم عجب پس شما هم مثل من بلد نبودید یاد گرفتید چه جالب
ولی من فکر کنم هیچ موقع یاد نگیرم
نمی دونم بازم اشکالهای تایپی را بگم یا نه ولی بازم داشت ولی اشکال نداره فکر نکنید من اینقدر از مغز آزادم که به این چیزها گیر می دم ولی خوب می خوام بگم همه را خوندم فقط چون دوست دارم و دوست داشتم که این کار را بکنم
ممنون افتخار دادید خبر کردید نوشته های زیباتون را بخونم
پایدار باشید
یا حق
شنبه 26 آبان 1386 07:11 ق.ظ
ممنون اون 20 بالایی منم
شنبه 26 آبان 1386 07:11 ق.ظ
انچنان باش که من از تو شکایت نکنم از تو قطع و طمع و لطف و عنایت نکنم

پیش مردم ز جفای تو حکایت نکنم همه جا قصه درد تو روایت نکنم

دیگر این قصه بی حد و نهایت نکنم خویش را شهره هر شهر و ولایت نکنم

این همه جور که من از پی هم میبینم زود خود را به سر کوی عدم میبینم

دیگران راحت و من این همه غم میبینم همه کس خرم و من درد و الم میبینم

لطف بسیار طمع دارم و کم میبینم هستم ازرده و بسیار ستم میبینم


سلام ممنونم كه شما هم به من سر زدی قربوست بای
شنبه 26 آبان 1386 02:11 ق.ظ
سلام ! خوبین ؟

خوندنی ها رو خوندم و از سادگی اونا لذت بردم!


راهت همیشه روشن!
شنبه 26 آبان 1386 04:11 ق.ظ
سلام دوست عزیز ممنون که اومدید و بیشترممنون از این که منو دعوت کردی دوست عزیز مطلب قبلی شما رو خوندم زیبا نوشته اید.
اما(عاشقی درد نیست که درمان بخواد عاشقی هم زهر وهم پاد زهره)
دوست دارم به جملم خوب فکر کنید
جمعه 25 آبان 1386 10:11 ق.ظ
راستی نظر قبلی مال من بود
جمعه 25 آبان 1386 10:11 ق.ظ
سلام دوست من

خوشحالم كه با لطف خودت منو خجالت زده می كنی

ولی عكست فیلتر شده
در اولین فرصن درستش كن
جمعه 25 آبان 1386 10:11 ق.ظ
سلام ممنون كه خبرم كردی هم عكسات هم مطالبت زیبا بود
..........
عشق با روح شقایق زیباست... عشق با حسرت عاشق زیباست... عشق با نبض دقایق زیباست... عشق با زهر حقایق زیباست... عشق با در حسرت دیدار تو بودن زیباست
جمعه 25 آبان 1386 04:11 ق.ظ
ذلم تنگ است
دلم!؟
*******
شاد باشین و پایدار
******
*****
****
***
**
*
جمعه 25 آبان 1386 04:11 ق.ظ
سلام چطوری ؟؟؟؟؟؟؟؟
مرسی كه بهم سر زدی
درضمن لینكت كردم
فعلا ...
جمعه 25 آبان 1386 03:11 ق.ظ
سلام...خوبین؟
جمعه 25 آبان 1386 02:11 ق.ظ
سلام
ممونم از اینكه بهم سر زدین...
لطف كردین...
..

دلم تنگ است....
....

موفق باشید
جمعه 25 آبان 1386 11:11 ق.ظ
:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X










:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X



:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X
جمعه 25 آبان 1386 11:11 ق.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



نویسنده شعر و دلنوشته های عاشقونه




دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی تو پرشده است کسی صدایم می زند ومن تنها به احترام دل عاشقت، کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم. دل نوشته هایم ، راز دل پریشانم را رسوا می کنند و من آواره ی سرزمین رویاهایم می شوم. هیچ کس نمی دانست تو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!
نویسنده:
kamyab.tajik











تو بیا تا برایت بنویسم
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن
تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرونگذار دوباره تنها شوم....











اینها اوج احساس کامیاب است
من بخاطر تو نمانده‌ام، به احترام قلبی كه دوستت دارم را زمزمه كرد، مانده‌ام. هرچند كه تو در نظر من یك انسان معمولی هستی اما من بخاطر لبهایی كه مرا فرشته می‌خوانَد و بخاطر دستهایی كه در سرمای زمستان وجودم را گرما می‌بخشدمیمانم
دوست داشتن حرف كمی نیست كه بتوانم ساده از آن بگذرم. اگرچه این روزها این واژه مقدس بازیچه زبان مردم شده است اما هنوز هم برای من ارزشمند و ناب است. من بخاطر تقدس این واژه با تو میمانم...







تو که تنهای کامیاب تو تنهایی توکه حتی شبی راهم به یاد من نمیخوابی دلم در حسرت یک دوست دلم درحسرت یک بی ریای مهربان مانده است توکه هردم عنان یار میبردی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میخواندی تو که خود را مثال عشق تنها نام میبردی تو تنهایی؟ تو کامیاب دل هر عشق بی نامی تو که تیر خلاصت را به سوی یار میاندازی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میگفتی چرا؟اندم که از یک سو فرا خوانی ز سوی دیگرت تیر بلا رانی تو خود گفتی برو قلبت اهورایست منم رفتم ببینم یار بارانیست؟





مدیر وبلاگ : (kamyab tajik )
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی