تبلیغات

عشق فریاد بی صداست - ولنتاین مبارک
عشق فریاد بی صداست




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 23 بهمن 1386 :: نویسنده : (kamyab tajik )
شنبه 1 مهر 1396 11:12 ق.ظ
You have made some really good points there. I checked on the net
to learn more about the issue and found most individuals will go along with your views on this website.
پنجشنبه 16 شهریور 1396 03:33 ق.ظ
Thanks for every other magnificent article. Where else may anybody get that type of information in such an ideal way
of writing? I've a presentation subsequent week, and I'm on the look for such information.
دوشنبه 16 مرداد 1396 01:39 ق.ظ
You could certainly see your enthusiasm in the article you write.
The arena hopes for even more passionate writers such
as you who are not afraid to say how they believe.
Always go after your heart.
یکشنبه 11 تیر 1396 08:49 ق.ظ
Hello, Neat post. There is a problem together with your website in web
explorer, would test this? IE nonetheless is the market
chief and a good component to people will pass over
your excellent writing because of this problem.
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 12:00 ق.ظ
I have been browsing online more than 2 hours today,
yet I never found any interesting article like yours. It is pretty worth enough for me.
Personally, if all website owners and bloggers made good content
as you did, the net will be a lot more useful than ever before.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 05:31 ب.ظ
Sweet blog! I found it while browsing on Yahoo News. Do you have any tips
on how to get listed in Yahoo News? I've been trying for a while but
I never seem to get there! Thank you
یکشنبه 27 فروردین 1396 11:39 ق.ظ
It's an awesome paragraph in support of all the online viewers; they will obtain benefit from it I am sure.
دوشنبه 29 بهمن 1386 02:02 ق.ظ
آنروزها برجای ماند و باد زمان ما را با خود برد. من از درك قامت قیامت وی عاجز بودم. باد مرا تنها نمی‌برد. خار‌و‌خاشاكی كه با من در هوا آویزان بودند به پشت و پهلو و صورت من می‌خورد و اذیتم می‌كرد. آهسته‌آهسته به رنگ شب درآمدم تا مُردم و نفس كشیدن فراموشم شد. من نبودم؛ خود زندگی شده بودم، خاطره گذشته‌ها شده بودم. ساعتهای زنگی مسموم. روزها شتاب بیشتری گرفته بودند. شب‌ها و روزهای زندگی باهم می‌افتادند و سیل عمر ویرانگر و عجول بر من می‌گذشت.

بادی سرد به صورت من خورد. روزن زندگی خالی‌ست. اشك در چشمان خسته‌ام حلقه زد و من احساس كردم كه هنوز بارانی‌ام.

بازم بهم سربزن
شنبه 27 بهمن 1386 11:02 ق.ظ
موفق باشی
شنبه 27 بهمن 1386 10:02 ق.ظ
سلام دوست گلم وبلاگ پروانه وار با عنوان پیله تنهایی بروز شد
منتظر حضور پر مهر شما
شنبه 27 بهمن 1386 11:02 ق.ظ
كاش می شد نبض ایفل را گرفت ! نبض ایفل همیشه می زند.

به یاد من او ( امیر خانی افتادم)

شاد باشی!
شنبه 27 بهمن 1386 10:02 ق.ظ
سلام اون دوتا نظر پشت سرهم یه متن كامله ولی خب یه بار نشد بفرستمش
خوشحال میشم به واله تنها سربزنی
شنبه 27 بهمن 1386 10:02 ق.ظ
با غبار خسته ی تن خویش،

گردی به زمان می فشانم زین سفر؛

در پس این زخم های تیره،

نوری نهفته است؛

دچار گشته ام...

می دانم صبور باید بود

صبور باید بود،

عبور باید کرد...

گشاده و پربار؛

سکوت سنگینی ست؛

چه می توان کردن؟!

که راه در پیش است؛


صدا مرا خوانده است...
شنبه 27 بهمن 1386 10:02 ق.ظ
به زمزمه های دوردست گوش می سپارم

طوفان پیش روست...

و پشت سر، پل ها همه شکسته

راهی نیست؛

محکوم به رفتنیم

دستی مرا از پس خویش می کشد

پاهایم در اختیار نیست

دچار گشته ام

دچار بی سببی...

هوا پر از رفتن است

باید بروم

...به خویشتن نمی روم این راه را،

تو می دانی؛

در من حس غریبی ست که رنج روزگار را می شوید
شنبه 27 بهمن 1386 01:02 ق.ظ


سلام
قصه ی هر کسی یه روز با یکی بود یکی نبود شروع میشه و با قصه ی ما به سر رسید تموم میشه بعضی وقتا قصه خیلی طولانی میشه و فاصله بین یکی بود یکی نبود با قصه ما بسر رسید خیلی زیاد میشه ولی بعضی وقتا نه خیلی کوتاهتر از اونه که فکرشو بکنیم
قصه یکی خوب تموم میشه یکی هم .....
ولی همه یه روزی به ته قصه می رسن مثل الان من


سفر به پایان رفت و من نیز دار و ندار خویش را جستم!
دوستانی همچون تمام آدمیان دار و ندار منند!

با آخرین پستم منتظرتم
امیدوارم همیشه خوشبخت باشی و موفق در تمام زندگیت
شنبه 27 بهمن 1386 12:02 ب.ظ
گر مرده ی من به پیش او بردی ...
یادت نرود قفس
حیرانی من در آب و آئینه....
یادت نرود
وقتی که بلند فریاد زدم که دوستش می دارم....
یادت نرود...
پیغمبر عاشقان عالم هستم
یادت نرود قفس
باران دمادمم ، دریا یادت نرود...
در اطلس چشمهای او ویرانم ، تاراجم ، آوارم...
مظلومی عشق و عاشق
در فقر نجیب ، یادت نرود...

ممنون برای حضور بهاری و نظر سبزت
همیشه سربلند و
در پناه او
جمعه 26 بهمن 1386 11:02 ق.ظ
سلام كامیاب جان
چند روزیه كه میام برای نظر دادن اما نظرهام ثبت نمیشه.
اما انگار امروز میخواد یاری كنه.
مطلبت خیلی زیبا بود.
خوشحالم از حضور سبزت
موفق باشی
فعلا بای عزیز
جمعه 26 بهمن 1386 04:02 ق.ظ
وبتون خیلی زیبا است
اگه وقت داری بازم به من سر بزنید
جمعه 26 بهمن 1386 03:02 ق.ظ
هر کسی چیزایی رو که شما می گین می شنوه. ولی دوستان به حرفای شما گوش می دن. اما بهترین دوستان حرفایی رو که شما هرگز نمی گین می شنون
جمعه 26 بهمن 1386 03:02 ق.ظ
سلااااام.
خواهش میکنم. اپ کردید یادتون نرهههه.
بای
جمعه 26 بهمن 1386 11:02 ق.ظ
من اپم یه سری بزن بهم .
خوشحال میشم .
جمعه 26 بهمن 1386 05:02 ق.ظ
سلام

مرسی

زیبا یود
پنجشنبه 25 بهمن 1386 11:02 ق.ظ
روز عشقت مبارررررررررررررررك
پنجشنبه 25 بهمن 1386 11:02 ق.ظ
سلام گلم
مرسی بهم سر زدی
موفق باشی
بازم بهم سر بزن
پنجشنبه 25 بهمن 1386 08:02 ق.ظ
سلام دوست عزیز
شب بخیر
تصویر و نوشته زیبا یی بود به حسن سلیقه تون تبریك میگم
ممنونم از خبرتون
ولنتاین مبارك
پنجشنبه 25 بهمن 1386 03:02 ق.ظ
سلام دوست خوبم ولنتاین شما هم مبارک
امیدوارم همیشه قلبتون پراز احساس و عشق باشه
ممنون که اومدین بازم از این کارا بگنید
پنجشنبه 25 بهمن 1386 03:02 ق.ظ
سلام بی نهایت زیبا بود تبریك میگم شاد باشین
پنجشنبه 25 بهمن 1386 03:02 ق.ظ
سلام .

شنیدم اینروز برای مسیحیاست.


مرسی اومدی

بای بای
پنجشنبه 25 بهمن 1386 03:02 ق.ظ
سلام كامیاب جون
ممنون كه تند تند پیشم میای
چه قدر تند تند آپ میذاری !!!!!!
كامنتایی رو كه واسم میذاری قشنگن
happy valentine
پنجشنبه 25 بهمن 1386 02:02 ق.ظ
سلام كامیاب جان

خیلی ممنونم ازت كه بهم سر می زنی

و منو ببخش اگه نتونستم این چند وقت بیام
اگه به آپم توجه كنی بعد از یك ماه آپ كردم

ولنتین تو هم مبارك دوست خوبم

دوستاره عشاق
( آتش..............................................عشق)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ



نویسنده شعر و دلنوشته های عاشقونه




دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی تو پرشده است کسی صدایم می زند ومن تنها به احترام دل عاشقت، کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم. دل نوشته هایم ، راز دل پریشانم را رسوا می کنند و من آواره ی سرزمین رویاهایم می شوم. هیچ کس نمی دانست تو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!
نویسنده:
kamyab.tajik











تو بیا تا برایت بنویسم
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن
تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرونگذار دوباره تنها شوم....











اینها اوج احساس کامیاب است
من بخاطر تو نمانده‌ام، به احترام قلبی كه دوستت دارم را زمزمه كرد، مانده‌ام. هرچند كه تو در نظر من یك انسان معمولی هستی اما من بخاطر لبهایی كه مرا فرشته می‌خوانَد و بخاطر دستهایی كه در سرمای زمستان وجودم را گرما می‌بخشدمیمانم
دوست داشتن حرف كمی نیست كه بتوانم ساده از آن بگذرم. اگرچه این روزها این واژه مقدس بازیچه زبان مردم شده است اما هنوز هم برای من ارزشمند و ناب است. من بخاطر تقدس این واژه با تو میمانم...







تو که تنهای کامیاب تو تنهایی توکه حتی شبی راهم به یاد من نمیخوابی دلم در حسرت یک دوست دلم درحسرت یک بی ریای مهربان مانده است توکه هردم عنان یار میبردی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میخواندی تو که خود را مثال عشق تنها نام میبردی تو تنهایی؟ تو کامیاب دل هر عشق بی نامی تو که تیر خلاصت را به سوی یار میاندازی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میگفتی چرا؟اندم که از یک سو فرا خوانی ز سوی دیگرت تیر بلا رانی تو خود گفتی برو قلبت اهورایست منم رفتم ببینم یار بارانیست؟





مدیر وبلاگ : (kamyab tajik )
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی