تبلیغات

عشق فریاد بی صداست - قلبم را شکستی .............
عشق فریاد بی صداست

http://www.pic.iran-forum.ir/images/ynblim1ywn3d4ld6mll.jpg

خاطراتت را ، چه تلخ ، چه شیرین ، همه را با خود ببر....
برو ولی بدان که من دیوانه وار تو را دوست میداشتم ، بدان که یک دریا
 برایت اشک ریختم ، زندگی ام ، عشقم را فدای آن قلب نامهربانت کردم....
برو ، اما بدان که قلبم را شکستی ، عشق را در قلبم کشتی و زندگی
 را برایم پوچ و بی معنا کردی.....
برو به همان سرزمین خوشبختی ها تا من نیز در این سرزمینی
 که یک با وفا نیز در آن نیست تنها بمانم....
همه امیدم به تو بود ، زندگی را با تو زیبا میدیدم ، اگر دو سه خطی می نوشتم
 برای تو  و به عشق تو بود حالا دیگر نه امیدی در دل دارم ، نه زندگی را زیبا می بینم
و نه دیگر شوقی برای نوشتن دارم....
همه را سوزاندی ، هر چه از عشق تو نوشته بودم را سوزاندی و تنها خاکستر
 آن و چند تکه کاغذ نیمه سوخته که از جدایی بر روی آن نوشته بودم
 در قلبم مانده است....





نوع مطلب : عمومی، رفتن تو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 15 فروردین 1387 :: نویسنده : (kamyab tajik )
یکشنبه 5 شهریور 1396 08:17 ق.ظ
I visited several blogs except the audio feature for audio songs current at
this web site is actually wonderful.
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:32 ب.ظ
Whoa! This blog looks exactly like my old
one! It's on a entirely different topic but it has pretty much the same page layout and design. Outstanding choice of
colors!
پنجشنبه 22 تیر 1396 09:23 ق.ظ
Hello, Neat post. There is an issue with your web site
in web explorer, could check this? IE nonetheless is the market chief
and a big component to people will omit your fantastic writing because of this problem.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 07:58 ب.ظ
Link exchange is nothing else but it is just placing the other person's weblog
link on your page at suitable place and other person will also do same in support of you.
جمعه 25 فروردین 1396 10:13 ق.ظ
Valuable information. Lucky me I discovered your website by accident,
and I'm surprised why this accident didn't happened in advance!
I bookmarked it.
شنبه 24 فروردین 1387 09:04 ق.ظ
salam,khobid?sale no mobarak,up kardam,hatman sar bezanid,mesle hamishe kareton alllliiiyyyeee
جمعه 23 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
می شه خوند از تو نگاهش همه دردا رو با هم
چشماشم همیشه داره راز غصه ها رو با غم
تو کتاب عشق نوشته عاشقا ساده و پاکن
توی راه عشق همیشه ساده ساده مثل خاکن
ساده ساده مثل خاکن
عاشقا همیشه پاکن
ساده ساده مثل خاکن
تا همیشه سینه چاکن
ممنونم كه امدی بازم بیا خوشحالم میكنی عاشق همیشه تنها خدا بیامرزه دوست دخترتو
جمعه 23 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
با یه رنگ سرخ زیبا مثه برگای شقایق
تو کتاب عشق نوشته غم و غصه واسه عاشق
نوشته عاشق همیشه توی بحر غم میمونه
دل عاشق ام نمی شه آواز شادی بخونه
آخه اونکه جون و قلبش توی زندونی اسیره
توی این زندون نباشه طفلکی دلش می گیره
این دل عاشق همیشه واسه یارش بیقراره
واسه برگشتن یارش همیشه چشم انتظاره
دل اون خیلی شبا مونس غصه و درده
تنور شادی قلبش عمری خاموش و سرده
جمعه 23 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
با یه رنگ سرخ زیبا مثه برگای شقایق
تو کتاب عشق نوشته غم و غصه واسه عاشق
نوشته عاشق همیشه توی بحر غم میمونه
دل عاشق ام نمی شه آواز شادی بخونه
آخه اونکه جون و قلبش توی زندونی اسیره
توی این زندون نباشه طفلکی دلش می گیره
این دل عاشق همیشه واسه یارش بیقراره
واسه برگشتن یارش همیشه چشم انتظاره
دل اون خیلی شبا مونس غصه و درده
تنور شادی قلبش عمری خاموش و سرده
جمعه 23 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
بخوادم نمی تونه حرف بزنه، صداش در نمی یاد، ولی اونم مثل من هیچ وقت هیچی نمی گه وبه روی خودش نمی یاره همیشه سعی کرده شاد وخوشحال باشه تا هیچ کس متوجه حال واوضاش نباشه ولی تا کی می تونه؟ تا کی می تونم...؟ خیلی بده که هیچ کس تو رو درک نکنه هیچ کس تو رو نبینه وفقط حرف حرف خودشون باشه خدایا... چرا...؟ آخه چرا خدا چرا
جمعه 23 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
می تونم گریه کنم نه می تونم با کسی حرف بزنم ودرد دل کنم فقط امیدواریم به اینه که لااقل می تونم بغض کنم دلخوشیم به این دله که همیشه هوامو داره ولی وقتی خودش می گیره وحال وحوصله منو نداره چیکار کنم؟ وقتی باهاش حرف میزنم اونقدر بغض تو گلوش گیر کرده که اگه
جمعه 23 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
امروز آسمون دلش گرفته وابریه مثل دل من، بغض کرده دوست داره بباره مثل چشمای من، ولی نمی تونه منتظره یه بهونست تا بهش کمک کنه تا بباره منتظره یه فرصته تا بغضش بترکه می دونی چیه آسمون بالاخره می باره ودلشو خالی می کنه ولی من چی؟ من چیکار می تونم بکنم؟ من نه
جمعه 23 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
دلی گوشمان شنید اگر تکه ای صداقت به دستمان رسید یادت نرود... من و تو تنها نیستیم اگر چه از هم دوریم ولی باز هم در کنار هم هستیم کافیست به خودت نگاه کنی با چشم دلت... من اینجام... تو قلبت... تقدیم به مرهم دل تنهام
جمعه 23 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
سادگی یکدیگر را در آغوش کشید اگر لحظه ای قلبمان برای یکدیگر طپید اگر اشک چشمانمان به لغزیدن کشید اگر ذره ای دلهامان برای یکدیگر لرزید اگر نوای خسته
چهارشنبه 21 فروردین 1387 10:04 ق.ظ
من اپم یه سر بیا
سه شنبه 20 فروردین 1387 02:04 ق.ظ
سلام .متاسف شدم از شنیدن بیماری دوست عزیزتون.از خدا وند ارزوی سلامت برای ایشون. و صبر برای شما رو دارم .. وبلاگ زیبای دارید . با اینكه سراسر غم هست. موفق با شید باران
سه شنبه 20 فروردین 1387 02:04 ق.ظ
یک دل تنها و شیدا مال تو

یک سبد گلهای زیبا مال تو

این همه دلهای شیدا مال تو

من ندارم هیچ اما هرچه هست

با تمام دلخوشی ها مال تو

این غزلها را که با نام تو است

با تمام مثنوی ها مال تو

چشمهای روشن و بارانی ام

با همه چشمان دیبا مال تو

قلب عاشق پیشه ام را با همه

عشق و احساس فریبا مال تو

من ندارم جزء دل دیوانه ام

این دل غمخوار تنها مال تو
تقدیم به بهترین دوستای خوبم كه خیلی برام عزیزن كامیاب تنها ومهرداد عاشق تنها .مهرداد جان ایشالله خوب بشی وبازم بگی وای مامانم اینا وما از ته دل بخندیم مثل قدیما . هق هق هق
یکشنبه 18 فروردین 1387 05:04 ق.ظ
سلام از بچه های كه برای دوسته من امدن نظر دادن یا اینكه میخواید بدونید ایشون در چه وضیعتیه اصلا حال خوبیه نداره نمیدونم با خودشون لج كردن بیمارستان نمیرن و بستری هستن در منزلشون وقت یه خواهش كوچلو دارم از همتون براش دعا كنید ممنونم از همتون
یکشنبه 18 فروردین 1387 04:04 ق.ظ
سلام كامیاب عزیز
مثل همیشه موفق و عاشق تنها
شنبه 17 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
خیلی زیباست . سر بزنید خوشحالم می كنید
شنبه 17 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
سلام. وبلاگتون واقعا زیباست و اما یه غم عجیبی توش احساس میشه . این متنتون خیلی غمگین بود و پر از حرف . موفق باشید و غم نبینید انشاالله
شنبه 17 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
سلام تنها ببخش دیر امدم خیلی قشنگه اینجا یك جور تنهایی خوشحال به حال دوستون كه انقد ارزش داره كنار عكس شما باشه اهنگش خیلی قشنگه رفقیم سنگ صبور غمهاست بیا به دیدنم كه خیلی تنهام واقعا قشنگه نمیدونم چی باید بگم بازم بهم سر بزن بای عزیزم
شنبه 17 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
وقتی نشسته اینهمه خاکی به پای غمت
باز این گدای بی سر و پا عاشقت بشود؟
عمری است گوش به زنگم، چرا؟...که نگذارم
حتی درنگ ثانیه ها عاشقت بشود
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این شعر اوست،خود او،بعمد نا موزون
تا تو ،توی مخاطب او عاشقش نشوی
شنبه 17 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
بالا نگاه نکن آفتاب لایق نیست
می تراینم آن بلند بلا عاشقت بشود
مال منی تو،چنان مال من که می ترسم
حتی خدا نکرده خدا عاشقت بشود
خورشید قصه ی مادر بزرگ یادت هست؟
خورشیدمی تو ،ماه چرا عاشقت بشود
شنبه 17 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
نار و ترنج باغ صفا عاشقت بشود
بگذار دل به دل غنچه ها ولی نگذار
پروانه های خانه ما عاشقت بشود
حالا تو گوش کن به غمم شهربانو تا
در قصه هام شاه و گدا عاشقت بشود
شنبه 17 فروردین 1387 11:04 ق.ظ
می ترسم از صدا که صدا عاشقت بشود
به نام اونکه انقدر آه کشیدم تا تورا برایم فرستاد

این سوت کوچه گرد رها عاشقت بشود
گفتم به باد بگویم تو را ...نه...ترسیدم
این گرد باد سر به هوا عاشقت بشود
پوشیده ای سفید،کجا سبز من؟ نکند
شنبه 17 فروردین 1387 10:04 ق.ظ
سلام دوستم بدو بیا که آپ کردم
فعلا بای
شنبه 17 فروردین 1387 12:04 ب.ظ
سلام
اقا كامیاب چی شده؟
عاشق تنهائی براش مشكلی پیش اومده؟
از این متنی كه نوشتید بد جور دلم غصه دار شد
مهرداد واقعا از بچه های با شعور ومودب بود
ترو خدا بگین كه چی شده؟
جمعه 16 فروردین 1387 10:04 ق.ظ
داداش سلام...
می خواستم ببینم قضیه این رفیقمون آقا پوریا چیه...؟
الان تو كدوم بیمارستان یستریه..
من بچه اصفهانم و از بروبكس پچ پج بیمارستان بگو میخوام ازش خبر بگیرم ..
حتما بگو ها دادا ممنونتم
جمعه 16 فروردین 1387 07:04 ق.ظ
سلام كامیاب جونم نمدونم چی بگویم چون هنوز تو شوكم كه تو به وبلاگ خودت سر زدی من هر روز به وبلاگت سر میزنم ولی اپ جدیدت داغونم كردكامیاب تنها برا مهرداد اتفاقی افتاده چرا اینا رو نوشتی بازم بهم سر بزن چرا حس بدی دارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ



نویسنده شعر و دلنوشته های عاشقونه




دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی تو پرشده است کسی صدایم می زند ومن تنها به احترام دل عاشقت، کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم. دل نوشته هایم ، راز دل پریشانم را رسوا می کنند و من آواره ی سرزمین رویاهایم می شوم. هیچ کس نمی دانست تو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!
نویسنده:
kamyab.tajik











تو بیا تا برایت بنویسم
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن
تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرونگذار دوباره تنها شوم....











اینها اوج احساس کامیاب است
من بخاطر تو نمانده‌ام، به احترام قلبی كه دوستت دارم را زمزمه كرد، مانده‌ام. هرچند كه تو در نظر من یك انسان معمولی هستی اما من بخاطر لبهایی كه مرا فرشته می‌خوانَد و بخاطر دستهایی كه در سرمای زمستان وجودم را گرما می‌بخشدمیمانم
دوست داشتن حرف كمی نیست كه بتوانم ساده از آن بگذرم. اگرچه این روزها این واژه مقدس بازیچه زبان مردم شده است اما هنوز هم برای من ارزشمند و ناب است. من بخاطر تقدس این واژه با تو میمانم...







تو که تنهای کامیاب تو تنهایی توکه حتی شبی راهم به یاد من نمیخوابی دلم در حسرت یک دوست دلم درحسرت یک بی ریای مهربان مانده است توکه هردم عنان یار میبردی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میخواندی تو که خود را مثال عشق تنها نام میبردی تو تنهایی؟ تو کامیاب دل هر عشق بی نامی تو که تیر خلاصت را به سوی یار میاندازی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میگفتی چرا؟اندم که از یک سو فرا خوانی ز سوی دیگرت تیر بلا رانی تو خود گفتی برو قلبت اهورایست منم رفتم ببینم یار بارانیست؟





مدیر وبلاگ : (kamyab tajik )
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی