تبلیغات

عشق فریاد بی صداست - دلم را لرزاندی و چشمانم را بارانی کردی!
عشق فریاد بی صداست

http://www.pic.iran-forum.ir/images/o7sewqlxsgy09pqle0j.jpg


آن شب را  به یاد داری؟آن شب را می گویم
آن شب که لبت را مهیای بوسه ی من کرده بودی و من مشتاق بوسه بودم.
اما لبان من زخمی بود و ترک داشت و من هراسان بودم که مبادا لبانت به
بوسه ی من خونین شود!
آن شب که آغوشم را پذیرای وجودت کرده بودم و
تو چه مهربان سرت را بر سینه ام گذاشته بودی وازعشق می گفتی و دستان من .......
آن شب که من محروم مانده بودم از بوسه ای بر لبان تو
به گونه ی من بوسه ای زدی و هنگام بوسه،اشکی از گوشه ی مژگانت بر
گونه ام فرو چکید!!!
دلم را لرزاندی و چشمانم را بارانی کردی!
به یاد داری برای چه گریستی آن شب؟
هرگز به من نگفتی و هراس را در دلم کاشتی!!!
هراس از جدایی ، از فراغ ، از بی تو بودن!
و اکنون آن هراس به واقعیت بدل شده است.
اکنون ای عشق  می فهمم برای چه آن شب گریستی !
و برای چه آن شب مرا بی خبر از رنج دلت رها کردی و دیگر ندیدمت!!!
تو به درستی نشانه ی زخمی را که بر لبانم بود را دریافته بودی.
تو فهمیده بودی که آن زخم از چه روست !
اکنون که آن زخم التیام یافته زخم دلم چرکین شده.
 عشق من به یاد آن اشکی که بر گونه ام فروچکید
هر شب به تماشای شمایل تو از پشت رودی که بر دیدگانم جاری می شود
می نشینم!
و خوب دریافته ام برای چه آن شب گریستی !
تو دلنگران فراغ بودی و من چه دیر دریافتم!
آه چه دیر ...!
عشق  من به کدامین سو رفتی؟
که تمام وجوده من را با خود بردی





نوع مطلب : دلتنگی، رفتن تو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 2 مرداد 1387 :: نویسنده : (kamyab tajik )
یکشنبه 8 مرداد 1396 08:23 ق.ظ
My family always say that I am wasting my time here at
net, except I know I am getting experience everyday by reading
thes fastidious articles or reviews.
شنبه 31 تیر 1396 12:32 ب.ظ
What i do not understood is in reality how you are not actually much more well-appreciated than you may be now.
You are so intelligent. You realize therefore significantly in the case of this matter, made me in my opinion believe it from
a lot of various angles. Its like men and women don't seem to be involved until it
is something to do with Lady gaga! Your personal stuffs excellent.
All the time deal with it up!
جمعه 16 تیر 1396 01:48 ق.ظ
Right here is the perfect webpage for anyone who wishes to understand this topic.
You understand so much its almost tough to argue with you
(not that I really would want to?HaHa). You
definitely put a new spin on a subject that has been written about for a long time.
Excellent stuff, just great!
دوشنبه 28 فروردین 1396 01:46 ق.ظ
Thanks for your marvelous posting! I actually enjoyed reading
it, you might be a great author.I will make sure to bookmark your blog
and definitely will come back sometime soon. I want to encourage
continue your great posts, have a nice evening!
جمعه 29 شهریور 1387 12:09 ب.ظ
روی صفحه ای زجنس لحظه ها
مثل برگی از شقایق غریب
دل سپرده ای به باد...
گاهی می نویسی از سکوت...
گاهی مینویسی از وداع...
سلام واقعا زیبا بود
موفق باشی
شنبه 2 شهریور 1387 03:08 ق.ظ
سلام كامیاب جان
خوبی؟؟؟؟
مرسی بابت حضور سبزت
بازم بیا
فعلا...
یکشنبه 27 مرداد 1387 05:08 ق.ظ
سلام كامیاب جان ممنون كه سر زدین
دوشنبه 21 مرداد 1387 12:08 ب.ظ
سلام به گرمی محبت و به زیبایی عشق

خوبی كامیاب جان .. دوست عزیز و قدیمی من ... دلم برات خیلی تنگ شده كجایی تو ... ما رو هم كلا فراموش كردی ... گاهیی یه سر بزنی بد نیست هااااا . دوستای قدیمی رو من هیچ وقت نمی تونم فراموش كنم و همیشه به یادتونم ... ببخشید اومدم اینجا ازت گله می كنم آخه از دستت ناراحتم ما رو بی خبر از حالت نزار .. حتما یه سر بزن باور كن دلمون تنگ شده ... منتظرتم



یادمان باشد ... !!!
فقط از خدا بخواهیم .!
و از خدا فقط خدا را بخواهیم .!
زیرا .... !!!!
از خدا غیر از خدا را خواستن كم خواستن است ... !!!
*** یا حق ***
یکشنبه 20 مرداد 1387 09:08 ق.ظ
سلام

شب بخیر
بعد از کلی وقت یاد وبتون افتادم

میخوام بگم وبتون برام خاطرات داشت
اومدم خداحافظی
دارم وبمو حذف میکنم

براتون آروزی موفقیت میکنم

و تشکر میکنم

پایدار باشید

یا حق
[گل][گل][گل]


[بدرود]

شنبه 19 مرداد 1387 08:08 ق.ظ
سلام خوبین؟
چه خبر؟
شرمنده كه 10 ماه نه آپ كردم نه به شما سر زدم
مطلبتون خیلی قشنگ بود
راستی من آپ كردم قدم بزارین رو چشمام به وبلاگم بیاین
فدای شما
تا بعد
دوشنبه 14 مرداد 1387 10:08 ق.ظ
تولد وبلاگمه حتما بیا ....
شنبه 12 مرداد 1387 05:08 ق.ظ
سلام من بعد از یه مدت طولانی اومدم نت وبلاگما اپ كردم منتظرم . از این به بعد بیشتر میام
جمعه 11 مرداد 1387 02:08 ق.ظ
سلام سلام

من آپم ... خوشحال میشم بهم سر بزنی ...
پنجشنبه 10 مرداد 1387 07:07 ق.ظ
برای رسیدن باید رفت!
.
.
.
خداحافظ
×××××××××××
شاد باشید و مانا و عاشق[گل][خداحافظ]
پنجشنبه 10 مرداد 1387 01:07 ق.ظ
سلام كامیاب عزیز

خوبی؟

راستش داشتم تو گوگل یه چرخی میزدم یهو لینك تو رو دیدم.

چیزی كه توجهم رو جلب كرد این بود كه من هم اسمم كامیاب هست...

خوشحال میشم به بلاگ من یه سری بزنی

همیشه شاد باشی كامیاب عزیز

بای...
چهارشنبه 9 مرداد 1387 02:07 ق.ظ
وب عالی دارین
خوشحال می شم بهم سر بزنی
پیروز باشی
شگفتا که نبودیم
عشق ما
در ما
حضورمان داد.
پیوندیم اکنون
آشنا
چون خنده با لب واشک با چشم.

واقعه نخستین دم ماضی.[گل]
دوشنبه 7 مرداد 1387 06:07 ق.ظ
سلام.خوبید؟؟

فراموش شدم رفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با یه اپ محشر و یه سوال منتظرتونم.

جون هرکی دوست داری بیا.

بای
یکشنبه 6 مرداد 1387 02:07 ق.ظ
سلام كامیاب جون
خوش می گذره؟؟؟؟؟؟؟؟
تازگیا بی معرفت شدیاااااااااااا
آپم
خوشحال میشم بیای
منتظرتم
بای...
شنبه 5 مرداد 1387 07:07 ق.ظ
salam vebe zebaee dare
khosh hal mesham be manam ye sar bezane
montazeram
شنبه 5 مرداد 1387 05:07 ق.ظ
سلام داداشی حالت خوبه منو یادت میاد همون آبجی سیندرلای خودمونیم
كامیاب جان امیدوارم سلامت باشی
پنجشنبه 3 مرداد 1387 11:07 ق.ظ
.......... ((`-``´´-´))
..........).....--.......--....(
.........\.....(6..._...6).../
........./........(..0..)....;.\
........__.`.-._..=..._.-.`.__
......\....###.,.--.,.###..../
....../__))########(((_\
......#############
........############
.......\...#########.../
...__/...../..######\....\
(.(.(____)....`.#.´..(____).).)آپیدم زود بیا
پنجشنبه 3 مرداد 1387 12:07 ب.ظ

عاشق تنها دوست دارم اندازه دنیا


عاشق تنها دوست دارم اندازه دنیا
پنجشنبه 3 مرداد 1387 12:07 ب.ظ
پنجشنبه 3 مرداد 1387 12:07 ب.ظ
بنویس به یک کلام همه اینها را که این همه احساس بگنجد درآن
بنواز به یک ضرب یک آهنگ از این ساز نوای خنیا را
بنوش از این جام پرباده به یک جرعه همه مستی دنیا را
بنویس آن حس لطیف که کند آرام همه دلها را
و بر سینه کاغذ ذهنم آمد یک کلام
دوست دارم تنها
پنجشنبه 3 مرداد 1387 12:07 ب.ظ
و کسی گفت بنویس
بنویس از آبی دریا
بنویس از وسعت آسمان
از تلاطم امواج عطوفت از قلب مهربان ترین مهربانان
از آتش عشق فروزان بنویس از دوستی دوستداران بنویس
از نام بلند عاشقان بنویس از رخ زیبای بهاران بنویس
از دوستی از وفای یاران از وسعت دریای قلب مادر بنویس
از صبر و مهر و از دلها بنویس از زیبا ترین زیبا بنویس
پنجشنبه 3 مرداد 1387 12:07 ب.ظ
که شده یار من هم دل و جانم
به میهمانی خیال به جشن او میهمانم
نمیدانم در دل خود میهمانم یا که میزبانم
بگفتم با نگارم همه غمهای جانم
بگفتم با عزیزم همه حرف و خیالم
ولی رفته از برم... یارم ...نگارم
بمانده پیش من آه واشک و یاد یارم...
پنجشنبه 3 مرداد 1387 12:07 ب.ظ
دلم رو میون غربت تو تک و تنها نذاری…..
نمیدونم تو هم به یاد من هستی یا نه .......
ولی قلب من همیشه به یاد و خاطر تو می تپه.....
باز یادت آمد به میهمانی به خیالم
بر سر سفره دل بنشستی به خیالم
بنشستم به گفتگو با دل و جانم
پنجشنبه 3 مرداد 1387 12:07 ب.ظ
اما اون غریبه دیگه حس غربت رو نداشت....
اخه میدونست که آسمون هم مثل اونه......
پنجشنبه 3 مرداد 1387 12:07 ب.ظ
انگاری دل آسمون شکسته بود ....
دل آسمونه یا قلب خدا.....
این یکی رو دیگه تنها خدا می دونه.....
آسمون میبارید.... آره.... بارون می اومد
آسمون هم با دل غریبه هم نوا بود....
چشمای غریبه شده بود خیس بارون....
ابر چشمای اونم انگاری بارونی شده....
پنجشنبه 3 مرداد 1387 12:07 ب.ظ
نمی باره به حال این چشمای خسته ...
تو دلش گریه میکرد ولی دیگه...
اشکی تو ابر چشاش نمونده.....
نا گهان صدای رعدی اومد......آه
انگاری دل آسمون شکسته ....
از نگاه پر غصه اون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ



نویسنده شعر و دلنوشته های عاشقونه




دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی تو پرشده است کسی صدایم می زند ومن تنها به احترام دل عاشقت، کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم. دل نوشته هایم ، راز دل پریشانم را رسوا می کنند و من آواره ی سرزمین رویاهایم می شوم. هیچ کس نمی دانست تو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!
نویسنده:
kamyab.tajik











تو بیا تا برایت بنویسم
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن
تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرونگذار دوباره تنها شوم....











اینها اوج احساس کامیاب است
من بخاطر تو نمانده‌ام، به احترام قلبی كه دوستت دارم را زمزمه كرد، مانده‌ام. هرچند كه تو در نظر من یك انسان معمولی هستی اما من بخاطر لبهایی كه مرا فرشته می‌خوانَد و بخاطر دستهایی كه در سرمای زمستان وجودم را گرما می‌بخشدمیمانم
دوست داشتن حرف كمی نیست كه بتوانم ساده از آن بگذرم. اگرچه این روزها این واژه مقدس بازیچه زبان مردم شده است اما هنوز هم برای من ارزشمند و ناب است. من بخاطر تقدس این واژه با تو میمانم...







تو که تنهای کامیاب تو تنهایی توکه حتی شبی راهم به یاد من نمیخوابی دلم در حسرت یک دوست دلم درحسرت یک بی ریای مهربان مانده است توکه هردم عنان یار میبردی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میخواندی تو که خود را مثال عشق تنها نام میبردی تو تنهایی؟ تو کامیاب دل هر عشق بی نامی تو که تیر خلاصت را به سوی یار میاندازی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میگفتی چرا؟اندم که از یک سو فرا خوانی ز سوی دیگرت تیر بلا رانی تو خود گفتی برو قلبت اهورایست منم رفتم ببینم یار بارانیست؟





مدیر وبلاگ : (kamyab tajik )
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی