تبلیغات

عشق فریاد بی صداست - سایه روشن های تو بر بوم قلبم جاگرفت...شاهكار من شدی نقاشیم پایان گرف
عشق فریاد بی صداست

http://www.pic.iran-forum.ir/images/gudo1xppwmff37lam1x9.jpg

شفق پیماست خورشید نگاهم شعاع نقره شد فانوس راهم

شب و روزم چو برگ از شاخه افتاد سپیده سر زد از موی سیاهم

مثل غروب ، بک غروب دلگیر یک غروب نفسگیر دلم گرفته است...

دلم از همه چیز و از همه کس گرفته است.....

مثل دیوانه ها ، مثل یک دیوانه تنها و بی کس درد دل های دلم را با دلم در میان میگذارم...

دلی که خود پر از درد است ، دلی که درون آن پوچ و خالی هست می شنود دردهایش را!

درد هایش را می شنود تا شاید دوایی را برای آن بیابد...

دلم گرفته است مثل لحظه پر پر شدن شاخه ای از یک گل سرخ...

مثل لحظه رفتن مهتاب در پشت ابرهای سیاه دلم گرفته است ...

احساس تنهایی در من بیشتر شده است و تنهایی جای خالی دلم را با حضورش پر کرده است...

دستانم را با دستان سردش گرفته است ، و مرا در آغوش بی مهر خود برده است...

لحظه ای که دلتنگ می شوم دلم میگیرد و آن لحظه که دلم میگیرد احساس تنهایی میکنم...

کاش دلتنگ نمی شدم و ای کاش درد تنهایی مرا خرد نمی کرد...

چه لحظه های غریبی است.... نفسگیر ، بی عاطفه و سرد...

چشمانی خسته ، دلی شکسته ، ای وای باز این دل به غم نشسته...

آن زمان بود که دوای درد خود را یافتم....

دوای تمام غم ها ، غصه ها ، و تنهایی ام!

یک قطره اشک ، دو قطره اشک ، سه قطره اشک ، گونه ای خیس ، و صدای نفسگیر گریه هایم.

در پایان آرام آرام و خالی خالی شدم از غم ها و غصه ها !

آری آرام شدم.... خالی شدم.... و بغض دیرنه ام شکسته شد....

کاش از همان اول می دانستم دوای درد من درون چشمهایم هست.....

بدون تو هرگز!

این کلام حرف آخر من است : بدون تو هرگز!





نوع مطلب : دوست دارم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 1 اسفند 1387 :: نویسنده : (kamyab tajik )
چهارشنبه 18 آذر 1388 12:36 ق.ظ
سلام وبت خیلی قشنگه منم یه عاشقم ... عاشق کسی هستم که خبر نداره...منم دارم از دوریش میمیرم و اون بی خبر از این همه احساس... دعام کن دعام کن که اگه اونم نسبت به من احساسی داره بهم بگه...من اونو از خودمم بیشتر دوست دارم... اسمش علی هستش.. از اینکه تونستم باهات دردودل کنم ممنون ببخشید سرتو درد اوردم...
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 12:05 ق.ظ

«بسم‌الله‌الرَّحمن‌الرَّحیم»
تجربه خداوند برای هر تجربه‌کننده‌ای منحصر بفرد و تکرار ناشدنیست؛
او در هر لحظه به شکلی کاملاً متفاوت و تازه تجربه می‌شود،
او خدای نزدیک است، بسیار نزدیک...


«بسم‌الله‌الرَّحمن‌الرَّحیم»
پایگاه اینترنتی بنیاد بسم‌الله‌الرَّحمن‌الرَّحیم، اولین پایگاه جامع با موضوع «بسم‌الله‌الرَّحمن‌الرَّحیم».

جمعه 21 فروردین 1388 09:28 ب.ظ
salam binahayat ziba bood mer30 manam up kardam khoshhal misham biyayn
پنجشنبه 20 فروردین 1388 08:06 ب.ظ
salam movafagh bashid
یکشنبه 16 فروردین 1388 12:27 ق.ظ
salam
sale nooo mobarak
upam miyay????????
سه شنبه 4 فروردین 1388 11:33 ق.ظ
ஜ๑¤ºஜ๑ ºஜ๑¤ºஜ๑ ºஜ๑¤ºஜ๑
ســـــــــلام

ســـــال نو مبارک

وبــــــلاگ عشق و زندگی بـــه روز شـــد

منتـــظر حضـــور پرمهـــــرتون

ஜ๑¤ºஜ๑ ºஜ๑¤ºஜ๑ ºஜ๑¤ºஜ๑

وفا را از ماهی بیاموز که وقتی از آب جداست می میرد،نه از زنبور که وقتی از گلی

خسته می شود سراغ گلی دیگر می رود***
چهارشنبه 28 اسفند 1387 06:38 ب.ظ
چهارشنبه 28 اسفند 1387 06:36 ب.ظ
سلام خاله واقعا قشنگه خاله پیشا پیش عیدو بهت تبریک میگم و سال خوبی داشته باشی و امیدوارم از تنهایی در بیایی خاله
دوشنبه 26 اسفند 1387 02:52 ق.ظ
هر روز پسرکی فقیر برای سیر کردن قلبش سر کوچه ای به گدایی نگاهی می نشست و دختری نجیب برای دفع هفتاد بلا صدقه ای می انداخت در کاسه ی چشمانش .
دوشنبه 26 اسفند 1387 02:52 ق.ظ
یکی را دوست می دارم ، ولی افسوس که او هرگز نمی داند . نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست دارم ، ولی افسوس ...
دوشنبه 26 اسفند 1387 02:52 ق.ظ
در گذری از شهر عشق رسمی این چنین دیدم ، مجنون ها به دار آویخته شده بودند و لیلی ها به چهارپایه های زیر پای آنها لگد می زدند .
دوشنبه 26 اسفند 1387 02:51 ق.ظ
چه مغرورانه اشك ریختیم ... چه مغرورانه سكوت كردیم ... چه مغرورانه التماس كردیم ... چه مغرورانه از هم گریختیم ... غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خداوند ... هدیه شیطان را به هم تقدیم كردیم و هدیه خداوند را از هم پنهان كردیم .
دوشنبه 26 اسفند 1387 02:51 ق.ظ
موقعی كه می خواستمت می ترسیدم نگات كنم ، موقعی كه نگات كردم ترسیدم باهات حرف بزنم . موقعی كه باهات حرف زدم ترسیدم نازت كنم ، موقعی كه نازت كردم ترسیدم عاشقت بشم . حالا كه عاشقت شدم می ترسم از دستت بدم .
دوشنبه 26 اسفند 1387 02:51 ق.ظ
هرگز برای عاشق شدن ، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش . گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند .
دوشنبه 26 اسفند 1387 02:49 ق.ظ
سلام عزیزم بازم غم گلم
شنبه 24 اسفند 1387 07:09 ب.ظ
از میان جمله‌ی آدم‌ها ...

از میان جمله‌ی آدم‌ها
بیرونت کشیدم
تو یک کلمه‌ی شیرین بودی
کلمه‌ی عشق نه
عشق تلخ است
کلمه‌ی دوستی نه

شوق نه
دوستی گَس است و شوق شور
تو مثل کلمه‌ی خیال مثل کلمه‌ی خواب
شیرین بودی
از میان جمله‌ی آدم‌ها
بیرونت آوردم
آوردم
چون کلمه‌ای عزیز
در پرانتزِ آغوشم
مثل کلمه‌ی خواب
پریدی و رفتی
میان جمله‌ی آدم‌ها


شنبه 24 اسفند 1387 07:06 ب.ظ
و یه چیز دیگه خدا کنه اگه ایران هستی بتونی ببینی این وبلاگ کذائی رو چون انگار تو ایران مدتیه که فیلتر شده!!!ولی بعضی سرورها انگار بازند
شنبه 24 اسفند 1387 06:48 ب.ظ
راستی پیشاپیش معذرت می خوام که قسمت کامنت هام و ایمیلم بسته اس ولی اگه اومدید قدمتون به روی چشم.همین کافیه که بدونید شما منو به یاد کسی می ندازید که عشق من بهش مثل توی شعرها و قصه ها و اسطوره ای بود ولی.... ببخشید درد دل کرد بخاطر همون حسیه که گفتم
شنبه 24 اسفند 1387 06:43 ب.ظ
سلام آقای کامیاب.من گاهی به بلاگ شما سر می زنم چون خیلی حس خوبی بهم میده.راستش من یه مدتی فکر می کردم که کسی که یه زمانی می پرستیدمش اینجا می نویسه بخصوص اون موقع که ترانه ی زیبای تقدیر رو گذاشته بودید!حالا دلیل این حسم چی بود و چی شد بماند...به هر حال سعی کنید که اینجا رو رها نکنید چون من یکی هر وقت بیام اینجا چند قطره اشک می ریزم و میرم پس ما رو بی توشه نگذارید.راستی من آدرسم رو می گذارم که اگه دوست داشتید بلاگم رو ببینید.
جمعه 23 اسفند 1387 09:31 ب.ظ
Salam...Bloget Kheili Ghashaaange Be Manam sar Bezan Faghat ye Chizi! Ye Ahang Az Maryam Heidar Zade Ghablan Gozashte Boodi alan oono mikham:(
جمعه 23 اسفند 1387 07:58 ب.ظ
شب تار است
شب بیمار است
از غریو دریای وحشت زده بیدار است
شب از سایه ها و غریو دریا سرشار است
زیباتر شبی برای دوست داشتن
با چشمان تو مرا به الماس ستاره ها نیازی نیست

متن زیبایی نوشته بودین
ممنونم
غم
غم
غم
شاد باشید
جمعه 23 اسفند 1387 12:29 ق.ظ
ow
gham
gham
gham
kheili ghamginam
shad bashi
چهارشنبه 21 اسفند 1387 12:04 ب.ظ
(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨ ¸.•*´¨)¸.•*´¨)


____xxxxxxxx______xxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxx___xxxxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxx
____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_________xxxxxxxxxxxxxxxxxx
___________xxxxxxxxxxxxx
_____________xxxxxxxxx
______________xxxxxx
_______________xxxx
_______________xxx
______________xx
_____________x
___________x
________xx
______xxx
_____xxxx
___xxxxxx
___xxxxxxx
____xxxxxxxx
______xxxxxxxx
________xxxxxxxx
_________xxxxxxx
_________xxxxxxx
________xxxxxx
_____xxxxxxx
____xxxxxx
___xxxxx
__xxxx
_xxx
_xx


(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨¸.•*´¨)¸.•*´¨)¸.•*´¨)

*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. .•*..*•. .•*.*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *
قلب آسیا به روز شد
سه شنبه 20 اسفند 1387 03:05 ق.ظ
گذشت زمان برای آنانکه در انتظارند بسیار کند،برای آنانکه می هراسند بسیار تند،برای کسانیکه زانوی غم به بغل میگیرند بسیار طولانی و برای کسانیکه سر خوش هستند بسیار کوتاه است اما برای کسانیکه عشق می ورزند آغاز و پایانی نیست و زمان تا ابدیت ادامه دارد
شنبه 17 اسفند 1387 10:49 ب.ظ
سلام وبلاگ قشنگی دارید . خوشحال میشم به وبلاگ منم سر بزنید .
نخ داخل شمع از شمع پرسید ؟ چرا وقتی من می سوزم تو آب میشی . شمع جواب داد مگه میشه كسی كه تو قلبمه بسوزه من اشک نریزم
پنجشنبه 8 اسفند 1387 06:02 ب.ظ
پنجشنبه 8 اسفند 1387 06:02 ب.ظ
خسته شدم... دلم گرفته این روزا غم خونه کرده تو صدام... بارون غصه انگاری می باره تو ترانه هام... من میمیرم.... دیگه میرم...
خسته شدم... دیگه میرم...
برای همیشه
پنجشنبه 8 اسفند 1387 06:01 ب.ظ
دل میسوزه... ازم نخواه بیشتر از این اسیر این قفس باشم... هیچی نمونده از دلم خاکستر رو آتیشم... ریزه ریزه دل میسوزه...
پنجشنبه 8 اسفند 1387 06:01 ب.ظ
خداحافظ دیگه رفتم... پایان ثانیه منم... هر جا یه ساعت ببینم عقربه هاشو میشکنم!
حتی نشد واسه یه بار من بدی هاتو خوب کنم... خورشیدو کشتم تا دیگه خودم به جات غروب کنم!
پنجشنبه 8 اسفند 1387 06:01 ب.ظ
دیگه میرم... اگه یه روز برگهای دنیا بریزه تو قلب من... ستاره ها خاموش بشن تو آسمون شب من... من میمیرم... دیگه میرم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ



نویسنده شعر و دلنوشته های عاشقونه




دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی تو پرشده است کسی صدایم می زند ومن تنها به احترام دل عاشقت، کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم. دل نوشته هایم ، راز دل پریشانم را رسوا می کنند و من آواره ی سرزمین رویاهایم می شوم. هیچ کس نمی دانست تو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!
نویسنده:
kamyab.tajik











تو بیا تا برایت بنویسم
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن
تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرونگذار دوباره تنها شوم....











اینها اوج احساس کامیاب است
من بخاطر تو نمانده‌ام، به احترام قلبی كه دوستت دارم را زمزمه كرد، مانده‌ام. هرچند كه تو در نظر من یك انسان معمولی هستی اما من بخاطر لبهایی كه مرا فرشته می‌خوانَد و بخاطر دستهایی كه در سرمای زمستان وجودم را گرما می‌بخشدمیمانم
دوست داشتن حرف كمی نیست كه بتوانم ساده از آن بگذرم. اگرچه این روزها این واژه مقدس بازیچه زبان مردم شده است اما هنوز هم برای من ارزشمند و ناب است. من بخاطر تقدس این واژه با تو میمانم...







تو که تنهای کامیاب تو تنهایی توکه حتی شبی راهم به یاد من نمیخوابی دلم در حسرت یک دوست دلم درحسرت یک بی ریای مهربان مانده است توکه هردم عنان یار میبردی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میخواندی تو که خود را مثال عشق تنها نام میبردی تو تنهایی؟ تو کامیاب دل هر عشق بی نامی تو که تیر خلاصت را به سوی یار میاندازی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میگفتی چرا؟اندم که از یک سو فرا خوانی ز سوی دیگرت تیر بلا رانی تو خود گفتی برو قلبت اهورایست منم رفتم ببینم یار بارانیست؟





مدیر وبلاگ : (kamyab tajik )
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی