تبلیغات

عشق فریاد بی صداست - امروز دلم هوای با توبودن كرده
عشق فریاد بی صداست

http://up.iranblog.com/Files1/283a7132c1b9461ea699.jpg

امروز دلم هوای با توبودن كرده چشمانم شوق نگاه تورادارد كاش میتوانستم لحظه ای ببینمت و دوباره دردریای چشمانت غرق شوم افسوس كه نمیتوانم انچه كه در دل دارم بیان كنم زبانم قاصر است ودستم ناتوان از رسم احساسم اخر چگونه ثابت كنم دوستت دارم ؟ چه كنم ؟ توبگو

چگونه میتوانم از ورای سیمهای فلزی از این دنیای مجازی احساسم را به تو نشان دهم؟كاش فرصتی به من میدادی؟ كاش چشمانم را میدیدی كه عشقم رافریاد میزنندتنهایی عذابم میدهد خسته ام از تكرار زندگی تورا میخواهم كه تكیه گاهم باشی از پاافتاده ام توان ایستادن ندارم .گناه من چیست ؟ كه دوستت دارم میخواهم با توباشم و در تو ذوب شوم بغضی گلویم رامیفشارد گوشه خلوتی میجویم تا رهایش كنم غرورم نمیگذارد اینجا گریه سر دهم تنها تو میتوانی اشكهایم راببینی اشكی كه از چشمه قلب دردمندم جاری است

عشق من

باورم كن و بگذار با تودوباره جان بگیرم میخواهم زندگیم را باتو رونق دهم خنده را به لبانم بازگردان چه سخت غریبه اند این دوباهم تو میتوانی اشتیشان دهی.دست مهرم را رد نكن دستی كه دست تورا میجوید واگر یكی شوند دنیای تازه ای میسازند از جنس عشق میشود دوباره فرهاد وشیرینی ساخت میتوان لیلی و مجنون بود اگر چشمانت یاری ام كنند كاش كلمات جان داشتند و میتوانستند احساس مرا فریاد بزنند تا باورم كنی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 8 شهریور 1388 :: نویسنده : (kamyab tajik )
دوشنبه 9 آذر 1388 03:49 ب.ظ
می دونست دلم اسیره

ولی رفت

می دونست گریه میگیره
ولی رفت

می دونست تنهایی سخته

می دونست

می تونست باهام بمونه

ولی رفت
یکشنبه 8 آذر 1388 01:25 ب.ظ
سلام کامیاب عزیزم
من همون مریم بی معرفت تو هستم.
تنها و بی کس.
توی دیاری که خیلی ازت دوره
بازم از ملکوت دلدادگی حرف می زنی؟؟
تمام عشقم نذر کامیاب است.
یکشنبه 1 آذر 1388 01:13 ب.ظ
به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود نیارزد که دلی را بیازاری
سلام
وبلاگت خیلی خوب و زیباست
خوشحال میشم به منم سر بزنی
سه شنبه 19 آبان 1388 09:40 ق.ظ
کارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران می نویسم.

به یاد شبی می افتم که تو را میان شمع ها دیدم.

دوباره می خواهم به سوی تو بیایم.تو را کجا می توان دید؟

در آواز شب اویز های عاشق؟

در چشمان یک عاشق مضطرب؟

در سلام کودکی که تازه واژه را آموخته؟

دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند،برای تو نامه بنویسم.

و تو نامه هایم را بخوانی و جواب آنها را به نشانی همه ی غریبان جهان بفرستی.

ای کاش می توانستم تنهاییم را برای تو معنا کنم و از گوشه های افق برایت آواز
بخوانم.

کاش می توانستم همیشه از تو بنویسم.

می ترسم روزی نتوانم بنویسم و دفترهایم خالی بمانند و حرفهای ناگفته ام هرگز به دنیا نیایند.

می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه ی سرود قلبم را نشنود.

می ترسم نتوانم بنویسم وآخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد وتازه ترین شعرم به تو هدیه نشود.

دوباره شب،دوباره طپش این دل بی قرارم.

دوباره سایه ی حرف های تو که روی دیوار روبرو می افتد.

دلم می خواهد همه ی دیوارها پنجره شوند و من تو را میان چشمهایم بنشانم.

دوباره شب ،دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همه ی ابر های عالم پر نمی شود.

دوباره شب، دوباره یاد تو که این دل بی قرار را بیدار نگه داشته.

دوباره شب، دوباره تنهایی، دوباره سکوت، دوباره من و یک دنیا خاطره از تو!
یکشنبه 10 آبان 1388 09:33 ق.ظ
یـک تــرس بـزرگ دارم وآن هــم ایـنکـه یـک روزمـعـلوم شـود، مـن سـهـمی از آرزوهـایـم نـداشـتـه ام ...
مـعلـوم شـود ایـن هـا آرزوهای مـن نـبـوده انـد و مـن اشـتـبـاهـی بـرشان داشـتـه ام ...
یـا اصـلا" مـعـلوم شـود در آن گـیـر و دار دیگـران به آرزوهـای مـن رسـیده انـد ...!!
یکشنبه 22 شهریور 1388 06:29 ب.ظ
بعد از ۹ماه آپ کردم تشریف بیارین با شعری از مشیری منتظرتون هستم[:S004:]
سه شنبه 17 شهریور 1388 10:25 ق.ظ
سلام داداشی خوبی شناختی منو میدونی بعد 3 سال اومدم کامیاب جون
ادرس وبتو گم کرده بودم بزور پیداش کردم منم اسماعیل شناختی عزیز خواستی بیا وبم دوستدارم اسمتو ببینم دوستدارت دلشکسته همیشه تنها
دوشنبه 16 شهریور 1388 06:05 ق.ظ
salam dooste aziz photobelage jalebi dari omidvaram hamishe movafagh bashi khoshhal misham age be webloghaye manam sar bezani
www.mashregheeshgh.blogfa.com
www.asheghaneonline3.blogfa.com
شنبه 14 شهریور 1388 04:47 ب.ظ
سلام
مثل همیشه خوب بود
نماز و روزه هاوتون قبول باشه انشا ا...
راستی من آپم خوش حال می شم بیاین
تا بعد التماس دعا
شنبه 7 شهریور 1388 10:32 ب.ظ
سلام
فكر می كنم یادت رفته باشه من كیم
اما من آپم هااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
خوش حال میشم بیاین
زیبا بود
تا بعد التماس دعا
یکشنبه 1 شهریور 1388 03:20 ب.ظ
سلام دوست من
مدتها بود اینجا نیومده بودم دلم برای حال و هوای این خونه تنگ شده بود موفق باشید
شنبه 17 مرداد 1388 03:20 ب.ظ
دوباره سر خط به رسم همیشه

من وبغض ِ بارونیه پشت شیشه

تو شب خونی اشک و بیداری ِماه

نفس می زنم تا پریشونی آه

تو رو نقطه چین مینویسم عزیزم

تو سر گیجه ی خاطره های مبهم

تو رو می نویسم روی قلب دیوار

تو قاب غزل سوز و بی رحم تکرار

تو که بی ستاره کنارم شکستی

شبو با نگاهت برام آینه بستی

کنار من و هق هق دوری من

نشستی و خوندی از عشق و رسیدن

می گفتی اسیر تب سر نوشتی

واسم غصه ها تو ترانه نوشتی

نوشتی از اجبار و هی گریه کردی

اگه زنده موندی یروز بر می گردی

تو رفتی و من بی تو از من بریدم

چه تلخ و تکیده به پایان رسیدم

سه شنبه 13 مرداد 1388 09:37 ب.ظ
سلام دوست من مثل همیشه بی نهایت زیبا بود منم اپ کردم خوشحال میشک بیاین
سه شنبه 13 مرداد 1388 11:42 ق.ظ
. . . . .*. . . . . . . ** *
. . . . .. . . . . .*** . . * . . *****
. . . . . . . . . . .** . . **. . . . .*
. . . . . . . . . . ***.*. . *. . . . .*
. . . . . . . . . .****. . . .** . . . ******
. . . . . . . . . ***** . . . . . .**.*. . . . . **سلام دوست خوبم
. . . . . . . . .*****. . . . . **. . . . . . *.**
. . . . . . . .*****. . . . . .*. . . . . . *
. . . . . . . .******. . . . .*. . . . . *
. . . . . . . .******* . . .*. . . . .*
. . . . . . . . .*********. . . . . *
. . . . . . . . . .******* . ***دوست دارم بیای و نظرت رو بگی
*******. . . . . . . . .**
.*******. . . . . . . . *
. ******. . . . . . . . * *
. .***. . *. . . . . . .**منتظرت حضور گرمت هستم
. . . . . . .*. . . . . *
. . . . .****.*. . . .*
. . . *******. .*. .*
. . .*******. . . *.
. . .*****. . . . *
. . .**. . . . . .*راستی این گل هم تقدیم تو
. . .*. . . . . . **.*
. . . . . . . . . **
. . . . . . . . .*
. . . . . . . . *
. . . . . . . . *
. . . . . . . . *
چهارشنبه 24 تیر 1388 05:00 ب.ظ
وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه.

وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یادبیار کسی رو که تو دلت یه کلبه ساخته.

وقتی چشمات تهی از تصویر شد به یاد بیار کسی رو که حتی تو عکسش هم بهت لبخند می زنه.

وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستای ظریفش لای انگشتات گم می شد.

چهارشنبه 17 تیر 1388 12:01 ق.ظ
´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´
´´´´´´¶¶´´´´¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶´¶¶¶¶´´
´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶´¶¶´´´´¶´
´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶´¶¶¶¶¶¶´´´¶´
´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶¶´
´´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´
´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´´
´¶¶¶´´´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´
´´´¶´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´
´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´¶´´
´´¶¶¶´´´´´´´´´¶¶¶´´´´¶¶´´´¶¶´´
´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´
´´´´´´´¶¶¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´´´
´´´¶¶¶¶¶´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´
´´´¶´´´´¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶´´´¶´´´´´
´´´¶´´´´¶¶¶´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶´´´´
´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶´´´¶¶´´
´´¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶´´
´¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´¶´´
´´¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´¶´´
´´¶¶´´´´´´´¶¶´´´´¶¶´´´´´´¶¶´´´
´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶´
سلام گلم آپم بیا پیشم که دلم
بدجوری برات تنگ شده عزیزم
اومدیا
همین الان بیا
دوشنبه 8 تیر 1388 11:43 ب.ظ
تو شبستون چشات و پای پله های پلكت مچ مهتابو میگیرم.

اون دمی كه گرگ و میشه با یه گله شقایق پیش پای تو میمیرم.
دوشنبه 8 تیر 1388 11:42 ب.ظ
خواستند از تو بگویند شبی شاعر ها
عاقبت با قلم شرم نوشتند نشد
دوشنبه 8 تیر 1388 11:42 ب.ظ
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
دوشنبه 8 تیر 1388 11:42 ب.ظ
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
دوشنبه 8 تیر 1388 11:41 ب.ظ
لب تو میوه ی ممنوعه ولی لب هایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
دوشنبه 8 تیر 1388 11:41 ب.ظ
خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
دوشنبه 8 تیر 1388 11:40 ب.ظ
شعر عاشقانه بیشتر از آدمها میماند
عاشقانت تو را ترک میکنند
اما شعر عاشقانه همیشه با تو خواهد بود
پس بگذار برایت شعری عاشقانه بخوانم
شعری از اعماق جان
که مرا به یاد تو آورد
شعری که تا همیشه با تو بماند
دوشنبه 8 تیر 1388 11:39 ب.ظ
اگر برای تو شعری عاشقانه بخوانم
این شعر تا ابد با تو خواهد زیست
حتی وقتی که من دیگر نباشم
یا وقتی که دیگر میان ما عشقی نباشد
دوشنبه 8 تیر 1388 11:39 ب.ظ
شكیبایی به وقت غصه، یعنی:
خزان هم بگذرد، بعدش بهار است
دوشنبه 8 تیر 1388 11:38 ب.ظ
شبی، جایی، عزیزی گفت شعری
كه در اعماق جانم ماندگار است
دوشنبه 8 تیر 1388 11:38 ب.ظ
تو رفتی، ماندنی ها مانده بر جای
هیولای غمت بس نابكار است
دوشنبه 8 تیر 1388 11:38 ب.ظ
بیچاره امشب بی قرار است
نفس، وامانده تر زین حال زار است
دوشنبه 8 تیر 1388 11:37 ب.ظ
تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز در کنارت طی کرده ام
تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز در کنارت طی کرده ام
دوشنبه 8 تیر 1388 11:37 ب.ظ
خورشید وجودم پنهان می گردد.....
ابر های غم و اندوه مرا در بر می گیرد....
و به دنیای غریبی می برند....
همیشه در قلبم حضور داری....
عشقت زندگیم را گلباران کرده است..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ



نویسنده شعر و دلنوشته های عاشقونه




دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی تو پرشده است کسی صدایم می زند ومن تنها به احترام دل عاشقت، کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم. دل نوشته هایم ، راز دل پریشانم را رسوا می کنند و من آواره ی سرزمین رویاهایم می شوم. هیچ کس نمی دانست تو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!
نویسنده:
kamyab.tajik











تو بیا تا برایت بنویسم
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن
تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرونگذار دوباره تنها شوم....











اینها اوج احساس کامیاب است
من بخاطر تو نمانده‌ام، به احترام قلبی كه دوستت دارم را زمزمه كرد، مانده‌ام. هرچند كه تو در نظر من یك انسان معمولی هستی اما من بخاطر لبهایی كه مرا فرشته می‌خوانَد و بخاطر دستهایی كه در سرمای زمستان وجودم را گرما می‌بخشدمیمانم
دوست داشتن حرف كمی نیست كه بتوانم ساده از آن بگذرم. اگرچه این روزها این واژه مقدس بازیچه زبان مردم شده است اما هنوز هم برای من ارزشمند و ناب است. من بخاطر تقدس این واژه با تو میمانم...







تو که تنهای کامیاب تو تنهایی توکه حتی شبی راهم به یاد من نمیخوابی دلم در حسرت یک دوست دلم درحسرت یک بی ریای مهربان مانده است توکه هردم عنان یار میبردی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میخواندی تو که خود را مثال عشق تنها نام میبردی تو تنهایی؟ تو کامیاب دل هر عشق بی نامی تو که تیر خلاصت را به سوی یار میاندازی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میگفتی چرا؟اندم که از یک سو فرا خوانی ز سوی دیگرت تیر بلا رانی تو خود گفتی برو قلبت اهورایست منم رفتم ببینم یار بارانیست؟





مدیر وبلاگ : (kamyab tajik )
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی