تبلیغات

عشق فریاد بی صداست - برای تو می نویسم، برای چشمهایت، برای اشک هایت
عشق فریاد بی صداست
http://www.pic.iran-forum.ir/images/3ao6juvzs5m4i28wxgw4.jpg

همه جا تاریك است، نمی بینم كه چه می نویسم،
اما می دانم كه چه می خواهم بنویسم، از تو می نویسم،
از نگاه تو، از حرفهایت، از حضورت، از...
برای تو می نویسم، برای چشمهایت، برای اشک هایت، برای
به تو می اندیشم، به تو تقدیم می كنم، به تو سلام می كنم،
حیاط عاشقی امشب چقدر خلوت است، هیچ رهگذری عبور نمی كند،
صدای گریه و زمزمه نمی آید، امشب عاشقی غریب است.
آرام در حیاط عاشقی قدم می زنم. دوست دارم همین جا نوشته ام را تمام كنم،
دوباره احساس می كنم كه كلمات دیگر هیچ تاب و توانی برای احساسات من ندارند
و من هم به آنها بی اعتماد شده ام.
میخواهم همگام با سایه تنهایم در خیال بارانی ات قدم بزنم
و چتر شکسته بغضم را بگشایم.
میخواهم شاعر لحظه های سرخ باشم و غزل غزل گریه کنم.
میخواهم در امتداد خورشید از تو بگویم.از تو که طراوت شقایقهای قلبم خواهی بود.





نوع مطلب : دوست دارم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 9 بهمن 1388 :: نویسنده : (kamyab tajik )
دوشنبه 14 تیر 1389 06:11 ب.ظ
سلام خوبی ؟؟؟

از بابت نوشته های قشنگت ممنون!!!!!
یکشنبه 13 تیر 1389 07:44 ب.ظ
عاشق یعنی دچار!!!

و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچار آبی بیکران دریا باشد!!!
یکشنبه 13 تیر 1389 07:43 ب.ظ
سلام وبلاگ خیلی قشنگی بود فوق العاده بود لذت بردم امیدوارم موفق و پیروز باشید .
سه شنبه 10 فروردین 1389 04:37 ب.ظ
یه دنیا دلم گرفته!!!!!!
جمعه 28 اسفند 1388 01:57 ب.ظ
سلام عزیز مرسی بهم سر زدیییییییییییییییی
خوشحالم کردم
عیدت مبارک سال خوبی روپیش روداشته باشی
سه شنبه 25 اسفند 1388 09:19 ب.ظ
سلام کامیاب عای وبت تبریک میگم به منم سر بزن مایل بودی منو به اسم کلبه متروکه لینک کن قربانت
چهارشنبه 12 اسفند 1388 02:11 ب.ظ
سلام دوست من وب زیبایی داری
یه خواهشی ازت دارم بهترین دوستم صالح تصادف
كرده ضربه مغزی شده احتمال زنده بودنش 5% ده براش دعا كن و به دوستات بگو براش دعا كنند صالح جان 1 سال كه عقد كرده خیلی سخته...
ممنون از لطفه بی پایانت دوست گلم راستی یه خواهشه دیگه ازت دارم اگه ممكن شما هم پست منو بزاری تو وبلاگ زیبا و قشنگتون که تمام بچها ببینند و براش دعا کنند انشاالاه دعای تمام دوستان خوبم مستجاب بشه و صالح عزیزمون هرچی زودتر سلامتیشو بدست بیاره منتظره این همیاریه بزرگ همتون هستم ممنونم از لطف همتون یا حق
جمعه 16 بهمن 1388 02:15 ق.ظ
سلام

ممنون که به وبلاگم سر زدییی



خوبی‌؟

اپممممممم منتظرتم دوست خووبمممممم

پنجشنبه 15 بهمن 1388 01:54 ب.ظ
سلام.خوبی عزیزم. من بعد از مدت ها اپ کردم . خوشحال میشم یه سری بزنی
دوشنبه 12 بهمن 1388 09:47 ب.ظ
salam dooste man besyar ziba bood manam p kardam khoshhal misham biyayn
دوشنبه 12 بهمن 1388 12:36 ب.ظ
فوق العاده بود.موفق باشی کامیاب جان
جمعه 9 بهمن 1388 04:07 ق.ظ
سلام تقدیم به وبلاگه عشق فریاد بی صداست بازم قشنگ بود عاشق همیشه تنها
جمعه 9 بهمن 1388 04:07 ق.ظ
جمعه 9 بهمن 1388 04:05 ق.ظ
جنون ابی دریا فدای چشمانت
چه میشودتو صدایم کنی به لهجه ی موج
به لحن نقره ای و بی صدای چشمانت
تو هیچوقت پس از صبرمن نمی ایی
درانتظارچه خالیست جای چشمانت
به انتهای جنونم رسیده ام اکنون
جمعه 9 بهمن 1388 04:05 ق.ظ
اگرچه خوانده ام ازجای جای چشمانت
دلم مسافرتنهای شهر شب بو هاست
که مانده درعطش کوچه های چشمانت
تمام اینه ها نذر یاس لبخندت
جمعه 9 بهمن 1388 04:01 ق.ظ
پرسیدم از دلم که از او جز بلا ندید
زد این بلا کشیده صلا دوست دارمش
گفتم که اوست دشمنت اهی کشیدوگفت
من دوست دارمش بخدا دوست دارمش
جمعه 9 بهمن 1388 04:00 ق.ظ
به خاک گر نشاند مرا می پرستمش
در خون اگر کشاند مرا دوست دارمش
اید ز بند بند تنم این نوا دگر
بندم کند ز بند جدا دوست دارمش
جمعه 9 بهمن 1388 04:00 ق.ظ
دراو اگرچه نیست وفا دوست دارمش
با من نکرده غیر جفا دوست دارمش
ان گل که تازه است مراجان به بوی او
بویی نبرده گرزوفا دوست دارمش
گر با شتاب راند که از کوی ما برو
با ناز گر که خواند بیا دوست دارمش
جمعه 9 بهمن 1388 03:59 ق.ظ
تو معبد چشم تو من شمع شب افروزم
تا لحظه ی دیدارت می سازم و می سوزم

بخشایش دست تو مرحم دل من شد
حرف شب و روز من از عشق تو گفتن شد

جمعه 9 بهمن 1388 03:58 ق.ظ
تو ساحل آرومی من موج پریشونم
راز دل دریا رو میدونی و می دونم
جمعه 9 بهمن 1388 03:55 ق.ظ
آهنک نگاه تو شد زمزمه رو لبهام
ای عشق بخون با من تو خلوت این شبهام
جمعه 9 بهمن 1388 03:54 ق.ظ
خیلی ها می گن که عاشقی رو دیدار بدونین
اما من می گم که عشق رو طرح دیوار ندونین

من می خوام که مثل موج نباشم اما بمونم
کاش می شد تو عین سختی بازم عاشق بمونیم
جمعه 9 بهمن 1388 03:53 ق.ظ
کاش می شد دارو باشیم نه زخم کاری نه نمک
قطره آبی باشیم رو قلب خشک و پر ترک

واسه عشق و عاشقی تو سختیاش کم نزاریم
واسه ی خودمون آدمی باشیم نه آدمک
جمعه 9 بهمن 1388 03:46 ق.ظ
نون عشق رو می خورم منت نونوا ندارم
سینه سوخته عاشم با کسی دعوا ندارم

توی دنیایی که گرگ و برگی تو ذاتشه
من می خوام خودم باشم با کسی کاری ندارم
جمعه 9 بهمن 1388 03:44 ق.ظ
تو کتاب نوشته عاشق خیلی تنها خیلی خستست
جای بارون بهاری روی چترای شکستست

اما من می گم یه عاشق همه ی دنیا رو داره
همه چترا رو باید بست وقتی آسمون می باره
جمعه 9 بهمن 1388 03:43 ق.ظ
زندگی رو دوست دارم با تمام بد بیاریش
عاشقی رو دوست دارم با تمام بیقراریش

من می خوام اشک و بفهمم وقتی از چشمام میریزه
تنهایی گرچه کشندست واسه من خیلی عزیزه
جمعه 9 بهمن 1388 03:42 ق.ظ
از سر انگشت تو یعنی قصه ی خوب نوازش
هر نگاه عاشق تو غزل آبی خواهش

جاده های مهربونی می گذره از تو نگاهت
روشن شبای تارم با خیال روی ماهت
جمعه 9 بهمن 1388 03:41 ق.ظ
دوست دارم دوست دارم
توی دنیام تورو دارم

مثل آسمون که تنها امیدش چندتا ستارست
دیدن برق نگاهت واسه من عمر دوبارست

جمعه 9 بهمن 1388 03:39 ق.ظ
اگه باشی در کنارم با تو من مالک دنیام
بی خیال غربت و غم بی خیال نور فردا
جمعه 9 بهمن 1388 03:37 ق.ظ
بهترین ترانه رو من از چشمای تو می سازم
تو قمار زندگیمون تو نباشی من می بازم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ



نویسنده شعر و دلنوشته های عاشقونه




دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی تو پرشده است کسی صدایم می زند ومن تنها به احترام دل عاشقت، کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم. دل نوشته هایم ، راز دل پریشانم را رسوا می کنند و من آواره ی سرزمین رویاهایم می شوم. هیچ کس نمی دانست تو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!
نویسنده:
kamyab.tajik











تو بیا تا برایت بنویسم
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن
تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرونگذار دوباره تنها شوم....











اینها اوج احساس کامیاب است
من بخاطر تو نمانده‌ام، به احترام قلبی كه دوستت دارم را زمزمه كرد، مانده‌ام. هرچند كه تو در نظر من یك انسان معمولی هستی اما من بخاطر لبهایی كه مرا فرشته می‌خوانَد و بخاطر دستهایی كه در سرمای زمستان وجودم را گرما می‌بخشدمیمانم
دوست داشتن حرف كمی نیست كه بتوانم ساده از آن بگذرم. اگرچه این روزها این واژه مقدس بازیچه زبان مردم شده است اما هنوز هم برای من ارزشمند و ناب است. من بخاطر تقدس این واژه با تو میمانم...







تو که تنهای کامیاب تو تنهایی توکه حتی شبی راهم به یاد من نمیخوابی دلم در حسرت یک دوست دلم درحسرت یک بی ریای مهربان مانده است توکه هردم عنان یار میبردی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میخواندی تو که خود را مثال عشق تنها نام میبردی تو تنهایی؟ تو کامیاب دل هر عشق بی نامی تو که تیر خلاصت را به سوی یار میاندازی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میگفتی چرا؟اندم که از یک سو فرا خوانی ز سوی دیگرت تیر بلا رانی تو خود گفتی برو قلبت اهورایست منم رفتم ببینم یار بارانیست؟





مدیر وبلاگ : (kamyab tajik )
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی