تبلیغات

عشق فریاد بی صداست - عشق سوخته
عشق فریاد بی صداست
http://www.pic.iran-forum.ir/images/cxd0zmdqwggoy1to1j.jpg

دیشب شوریده حالی داشتم مجنون بودم ولیلی دل من خیلی وقت بود که سراغی از من بیچاره بیمارش نمی گرفت . من عاشق اوبودم واو از عشق تهی ..من خسته او بودم واواز عشق او تهی. من دیوانه اوبودم او تنها سکوت تحویلم داد .انقدر مجنون ماندم تا لیلی بازگشت.. این بار من بود م که لیلی دلم شده بودم واو مجنون. همه خلوص عشق هز ار ساله ام اینک دراو لبریز از همه شاد یها واو خسته به دنبال دل من .من عاشق تنها  از همه عشق ها واوتهی از مهر من . دیشب بید مجنون واسطه من ولیلی شد تاسکوت هزار ساله مان شکسته شود تا این همه دویدن ها متوقف شود تا من باز هم بشوم همان دلدار هز ار ساله دل ..تا من بشوم عاشق بیقرار دل..... تا من بر بلند ترین نقطه قلبم روحم برسم .تامن خود را نثار تمام سنگ ریز ه هایی که بابت آن هزار سال گا مهای عاشقم خراشیده شدن کنم. براستی من باید عاشق همچون دلی سنگدل وهوس باز باید بمانم تا شاید روزی او همه پل ها وهوس هایش که نابود شده بود روی دل من تجدید بنا کند چون سالها من شیفته او بودم سالها بی خبری سالها از خود گذشتگی دیگر کافی است من بیدار م من اگرچه دیگر دلی نیست تا برایش شرحه عاشقی بسرودم اما ازادم و سر بلند .روزی باز هم عاشق خواهم شد روزی باز هم عاشقی ندای قلب
پاکم را خواهد شنید تا انروز از عشقم محافظت خواهم کرد.





نوع مطلب : دوست دارم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 8 اسفند 1388 :: نویسنده : (kamyab tajik )
یکشنبه 23 خرداد 1389 07:34 ق.ظ
سلام از وبلاگ شما دیدن کردم بسیار زیبا و عالی بود
یکشنبه 22 فروردین 1389 11:20 ب.ظ

مرا بخاطر بسپار

من همانم که دم از پرواز میزد .

همانم که آسمان بسترش بود .

من همان پری کوچکی هستم

که تشنه ی دادن بوسه ای به قاصدک بود

تا نوید دهنده ی عشق باشد برای زمینیان

همانم كه دلش همراه شكستن كمر غنچه ای

زیر سیلاب گریه های آسمان می شكست

من ، همانم كه دلش برای شنیدن

آوای قمریها به اوج پر می كشید

من همانم !

ببین چه خسته و بی پناه در تاریکی شب

زیر سقف کبود آسمان

همبستر با جغد شوم

به انتظار مرگ نشسته ام !

مرا بخاطر بسپار . . .

parikochulu.blogfa.com
چهارشنبه 18 فروردین 1389 07:53 ب.ظ
سلام خوفی؟؟؟؟؟

چرا اپ نمی کنی ؟
پنجشنبه 27 اسفند 1388 12:52 ق.ظ
سلام
راستش آی دی شما تو addlist من هست اما نمیشناختمتون ... تا اینکه اومدم اینجا .....................
خیلی عاشقید؟
پنجشنبه 20 اسفند 1388 03:02 ب.ظ
´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´
´´´´´´¶¶´´´´¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶´¶¶¶¶´´
´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶´¶¶´´´´¶´
´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶´¶¶¶¶¶¶´´´¶´
´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶¶´
´´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´
´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´´
´¶¶¶´´´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´
´´´¶´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´
´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´¶´´
´´¶¶¶´´´´´´´´´¶¶¶´´´´¶¶´´´¶¶´´
´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´
´´´´´´´¶¶¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´´´
´´´¶¶¶¶¶´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´
´´´¶´´´´¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶´´´¶´´´´´
´´´¶´´´´¶¶¶´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶´´´´
´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶´´´¶¶´´
´´¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶´´
´¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´¶´´
´´¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´¶´´
´´¶¶´´´´´´´¶¶´´´´¶¶´´´´´´¶¶´´
´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶´
آپم . بدو بیا نظر یادت نره !!!!!!!
چهارشنبه 19 اسفند 1388 02:07 ق.ظ
درود بر کامیاب تنها

جالب بود
باید یاد بگیریم به همان آسانی که بدست می آوریم ، ببخشاییم . وگرنه دستهایمان را پر و ذهن هامان را تهی خواهیم یافت.
موفق باشی دوست من
بدرود
پنجشنبه 13 اسفند 1388 04:10 ق.ظ
سلام ببخشین خانم محترم اگه چیزی می نویسم نه برای کسیه نه کسی سنگدل بوده نه اون سنگ دله اون نیست از دنیایی فانی به دنیایی باقی سفر کرده اگه برای کسیم بنویسم برای دله خودمه ممنونم از شما خانم در پناه حق باشید بای
مینویسم از دلم... برای دلم ... به خاطر دلم
سه شنبه 11 اسفند 1388 05:36 ب.ظ
سلام کامیاب جان..خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم..نوشته اتو خوندم و یه سوال برام پیش اومده: چکارش کردی که باهات نموند؟ که سنگدل شد؟ که فراموشت کرد؟؟

خیلی دلم میخواد جواب این سوال رو بدونم اگه ممکنه
دوشنبه 10 اسفند 1388 04:22 ق.ظ
عالیه کامیاب جان مثله همیشه عاشق تنها
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:57 ق.ظ
انتقام مرگ عشق رو من از چشمات می گیرم
فکر نکن مثل قدیما تو بگی بمیر می میرم
ماجرای سنگ و شیشه اینه قصه همیشه
من می مونم عزای دلی که عاشق نمی شه
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:57 ق.ظ
تو خودت این رو می دونی من دیگه بر نمی گردم
آروم آروم قد کشیدی تو خیالم
حالا دل کندی تو از من شدی رویای محالم
حالا من تموم روزا با یه بغض سخت و نشکن
پی لحظه ای میگردم که فقط تو باشی و من
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:56 ق.ظ
امشب از سقف غزل ترانه هامو دار زدم
تموم غصه هامو تو دل شب هوار زدم
نقطه چینم سرنوشته این که تو نموندی پیشم
از سر خط می نویسم که دیگه عاشق نمی شم
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:55 ق.ظ
انتقام عمر خود را از لبت خواهم گرفت
دیده های روشنم را از شبت خواهم گرفت
گر دل بیمارم امشب تا سحر یاری کند
این لب خونین خود را بر لبت خواهم گرفت
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:54 ق.ظ
این توانم که بیایم سر کویت به گدایی
هر شب هجر بر آنم که اگر وصل بجویم
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:53 ق.ظ
حلقه بر در نتوان کوفتن از بیم رقیبان
نتوان گفت غم از بیم رقیبان به حبیبان
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:53 ق.ظ
درد بیمار نپرسند به شهر تو طبیبان
کس در این شهر ندارد سر تیمار غریبان
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:53 ق.ظ
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:52 ق.ظ
عمر با دوست ملامت شد وبی دوست ندامت
سر و جان و زر و جاهم همه گو : رو به سلامت
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:51 ق.ظ
ما کجاییم در این بهر تفکر تو کجایی
تا فکنم به سر کوی وفا رخت اقامت
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:50 ق.ظ
پای عاشق نتوان بست به افسون و فسانه
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:50 ق.ظ
تیر را قوت پرهیز نباشد زنشانه
مرغ مسکین چه کند گر نرود در پی دانه
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:49 ق.ظ
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:49 ق.ظ
او نداند که من از بهر غم عشق تو زادم
نغمه بلبل شیراز نرفته است ز یادم
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:49 ق.ظ
عهد نابستن از آن به ببندی و نپایی
مدعی در غم عشق تو زند طعنه زیادم
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:48 ق.ظ
گفته بودم جگرم خون نکنی باز کجایی
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:46 ق.ظ
ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
حیف باشد مه من کاین همه از مهر جدایی
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:45 ق.ظ
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:45 ق.ظ
می توانم دل از هردو جهان بردارم
نتوانم دل از آن راحت جان بردارم
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:44 ق.ظ
ای آنکه می گوید آشنایی با غیبان مشکل است
آشنایی می توان کرد ولی جدایی مشکل است
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:43 ق.ظ
عاشق آن نیست که دیوانه عشق توشود
عاشق آن است که از عشق تو دیوانه شود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ



نویسنده شعر و دلنوشته های عاشقونه




دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی تو پرشده است کسی صدایم می زند ومن تنها به احترام دل عاشقت، کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم. دل نوشته هایم ، راز دل پریشانم را رسوا می کنند و من آواره ی سرزمین رویاهایم می شوم. هیچ کس نمی دانست تو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!
نویسنده:
kamyab.tajik











تو بیا تا برایت بنویسم
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن
تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرونگذار دوباره تنها شوم....











اینها اوج احساس کامیاب است
من بخاطر تو نمانده‌ام، به احترام قلبی كه دوستت دارم را زمزمه كرد، مانده‌ام. هرچند كه تو در نظر من یك انسان معمولی هستی اما من بخاطر لبهایی كه مرا فرشته می‌خوانَد و بخاطر دستهایی كه در سرمای زمستان وجودم را گرما می‌بخشدمیمانم
دوست داشتن حرف كمی نیست كه بتوانم ساده از آن بگذرم. اگرچه این روزها این واژه مقدس بازیچه زبان مردم شده است اما هنوز هم برای من ارزشمند و ناب است. من بخاطر تقدس این واژه با تو میمانم...







تو که تنهای کامیاب تو تنهایی توکه حتی شبی راهم به یاد من نمیخوابی دلم در حسرت یک دوست دلم درحسرت یک بی ریای مهربان مانده است توکه هردم عنان یار میبردی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میخواندی تو که خود را مثال عشق تنها نام میبردی تو تنهایی؟ تو کامیاب دل هر عشق بی نامی تو که تیر خلاصت را به سوی یار میاندازی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میگفتی چرا؟اندم که از یک سو فرا خوانی ز سوی دیگرت تیر بلا رانی تو خود گفتی برو قلبت اهورایست منم رفتم ببینم یار بارانیست؟





مدیر وبلاگ : (kamyab tajik )
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی