تبلیغات

عشق فریاد بی صداست - دله منم شکسته .مثه دل تو
عشق فریاد بی صداست





وقتی چیکه چیکه اشکات روی گونت می ریزه….. وقتی می گردی اونی رو پیدا کنی که می خوای … بعد یه لحظه خودتم گم می کنی وقتی می خوای بخندی اما اشک امانتو بریده .… وقتی می خوای گریه کنی اما غرور بهت اجازه نمی ده .…اونوقته که تازه می فهمی بغضت داره داغونت می کنه….. اونوقته که می فهمی کسانی رو کم داری … اونوقته که می فهمی هر کسی رو رها کردن راحت نیست ….. آره خودتم اینو خوب میدونی که اگه صداقت رو قبول نکنی خدا بهت پشت می کنه…… وقتی نمی دونی برای آروم شدنت باید چیکار کنی ….. وقتی هنوز تو لحظه هات صدای نفس های ؟ جاری ….. اون زمان که اشک از چشمات حلقه حلقه پایین میاد ؛ اون زمان که دل اشک هم شکسته ؛ مثه دل تو !!! آروم که چشاتو ببندی ؟ می بینی همون گوشه ی متروکه ی ذهنت که رهام کردی به امید خدا و خودت راه افتادی تا به آسمون برسی …. خودت راه افتادی تا سفر رو به پایان برسونی…. بدوون ؟ ...بدون پاهای ؟.... اما بین سفر احساس کردی که یه چیزی کم داری … برگشتی که ؟ با خودت ببری !!! ؛ حالا … حالا … اون دیگه نیست … اون دیگه وجود نداره..




نوع مطلب : عاشــــق تنها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 2 آبان 1390 :: نویسنده : (kamyab tajik )
شنبه 1 آذر 1393 02:11 ق.ظ
.... یکی‌ گفت خداحافظ
و پشتِ چشم‌های عاشقش
انگار که مرگ وزید
و دردی ....
که هیچ کس ندید

نمی دانست
هنوز هم نمی داند
در سینه ی آدم ها
سنگ سنگینی می کند
و در وجود او
بغضی کمین کرده
که می شکند
و صدایی
که هیچ کس نمی شنود
و دردی
که هیچ کس نمی بیند
دوشنبه 14 فروردین 1391 11:35 ب.ظ
salam nagoofgte boodi hamchiin web ghashangi dari?
سه شنبه 1 آذر 1390 12:20 ب.ظ
000000___00000
_00000000_0000000
_0000000000000000
__00000000000000
____00000000000
آپ کردم00000
_________0
________*__000000___00000
_______*__00000000_0000000
______*___0000000000000000
______*____00000000000000
آپ شده*____00000000000
________*_______00000
_________*سر بزن 0
_000000___00000___*
00000000_0000000___*
0000000000000000____*
_00000000000000_____*
___00000000000_____*
______00000_______*
منتظرما0________*
________*__000000___00000
_______*__00000000_0000000
______*___0000000000000000
______*____00000000000000
______*______00000000000
_______*_حتما بیا 00000
________*_________0
_به سرزمین یخی_*________*
_________*_______*
__________*
___________*____*
____________*___*
جمعه 6 آبان 1390 09:59 ق.ظ
تا بدانم که جزای دل عاشق این است

و شکستن ، روزی و رزق ِ دل ِ غمگین است

مرسی کامیاب جان مثله همیشه زیباست قلمت
جمعه 6 آبان 1390 09:58 ق.ظ
تا نبینی دل بیچاره این عاشق را

و ز پیشم رفتی
جمعه 6 آبان 1390 09:58 ق.ظ
تو پا بر دل من کوبیدی

سر خود چرخاندی

من نکردم باور

چشم خود را بستی
جمعه 6 آبان 1390 09:57 ق.ظ
میخ را بر دل خود کوبیدم

دل من باز شکست

و تو آنرا دیدی

تکه هایش به کف پای تو افتاد
جمعه 6 آبان 1390 09:57 ق.ظ
خواستم عکس تو را روی دلم نصب کنم

غافل از اینکه دلم شیشه ای است
جمعه 6 آبان 1390 09:56 ق.ظ
من که عاشقم هنوزم

اینکه میشنوم تو خوبی

اینکه من برات میمیرم............
جمعه 6 آبان 1390 09:55 ق.ظ
اینکه تویه آسمونت جرائت پریدنم نیست

اینکه تو چشمای نازت دیگه شوق دیدنم نیست

من که از غصه میسوزم
جمعه 6 آبان 1390 09:54 ق.ظ
اینکه خیلی وقته تنهام

اینکه تو اونو دنیا

اینکه من اینور دنیا
جمعه 6 آبان 1390 09:54 ق.ظ
سهم هرکی شده باشه

من یکی چشام به راته

اینکه از یاد تو رفتم
جمعه 6 آبان 1390 09:54 ق.ظ
دوتا چشمات

دوتا دستات

توی قلب خاطراته من
جمعه 6 آبان 1390 09:52 ق.ظ
ما بدینگونه برای همیشه خواهیم بود

تو در قلب من در امانی

و قلب من پیوسته چنین ادامه خواهد داد
جمعه 6 آبان 1390 09:52 ق.ظ
تو انجا استی وچیزی نیست که دیگر ازآن هراس داشته باشم

ومیدانم که قلب من پیوسته چنین خواهد ماند
جمعه 6 آبان 1390 09:51 ق.ظ
و دل من پیوسته چنین خواهد ماند

عشق های استند که فنا ناپذیرند
جمعه 6 آبان 1390 09:51 ق.ظ
هم آنجاست

یک بار دیگر تو دریچه قلبم را گشودی

و تو اینجا در قلبم استی
جمعه 6 آبان 1390 09:50 ق.ظ
ما همیشه چنین خواهیم بود

دوریا نزدیک هرجاییکه تو هستی باور دارم که دل من
جمعه 6 آبان 1390 09:50 ق.ظ
عشق آن بود که من عاشقت بودم

در زندگی من
جمعه 6 آبان 1390 09:50 ق.ظ
و در درازنای زندگی با ما میماند

و هر گز تا از دنیا نرفته ایم ما را رها نخواهد کرد
جمعه 6 آبان 1390 09:49 ق.ظ
و دل من همواره به پیش خواهم رفت

عشق یک بار به سراغ ما میآید
جمعه 6 آبان 1390 09:49 ق.ظ
یک بار دیگر تو دریچه را باز کردی

و تو اینجا در دلم هستی
جمعه 6 آبان 1390 09:48 ق.ظ
دور یا نزدیک هر جاییکه تو هستی

من باور دارم که قلب من مدام به آنسو میرود
جمعه 6 آبان 1390 09:48 ق.ظ
تو از دور ها از فاصله هایکه میان من و توست آمدیی

تا نشان دهی که پیوسته با منی

دور یا نزدیک از هر جاییکه آمده ای
جمعه 6 آبان 1390 09:48 ق.ظ
هر شب ترا خواب میبینم
و احساست میکنم
اینست که میدانم چگونه پیوسته با منی
جمعه 6 آبان 1390 09:47 ق.ظ
فرصتی برای
خشک شدن نیست ...!!!
جمعه 6 آبان 1390 09:46 ق.ظ
آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست
که رخت های دلتنگیم را
جمعه 6 آبان 1390 09:44 ق.ظ
جز تو که همیشه
دیر می آیی ...!!!
جمعه 6 آبان 1390 09:42 ق.ظ
در برگ ریزان عمرم
همه آمدند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



نویسنده شعر و دلنوشته های عاشقونه




دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی تو پرشده است کسی صدایم می زند ومن تنها به احترام دل عاشقت، کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم. دل نوشته هایم ، راز دل پریشانم را رسوا می کنند و من آواره ی سرزمین رویاهایم می شوم. هیچ کس نمی دانست تو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!
نویسنده:
kamyab.tajik











تو بیا تا برایت بنویسم
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن
تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرونگذار دوباره تنها شوم....











اینها اوج احساس کامیاب است
من بخاطر تو نمانده‌ام، به احترام قلبی كه دوستت دارم را زمزمه كرد، مانده‌ام. هرچند كه تو در نظر من یك انسان معمولی هستی اما من بخاطر لبهایی كه مرا فرشته می‌خوانَد و بخاطر دستهایی كه در سرمای زمستان وجودم را گرما می‌بخشدمیمانم
دوست داشتن حرف كمی نیست كه بتوانم ساده از آن بگذرم. اگرچه این روزها این واژه مقدس بازیچه زبان مردم شده است اما هنوز هم برای من ارزشمند و ناب است. من بخاطر تقدس این واژه با تو میمانم...







تو که تنهای کامیاب تو تنهایی توکه حتی شبی راهم به یاد من نمیخوابی دلم در حسرت یک دوست دلم درحسرت یک بی ریای مهربان مانده است توکه هردم عنان یار میبردی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میخواندی تو که خود را مثال عشق تنها نام میبردی تو تنهایی؟ تو کامیاب دل هر عشق بی نامی تو که تیر خلاصت را به سوی یار میاندازی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میگفتی چرا؟اندم که از یک سو فرا خوانی ز سوی دیگرت تیر بلا رانی تو خود گفتی برو قلبت اهورایست منم رفتم ببینم یار بارانیست؟





مدیر وبلاگ : (kamyab tajik )
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی