تبلیغات

عشق فریاد بی صداست - بیا نامهربان من .........
عشق فریاد بی صداست




کنار بستر تاریک من ، شب زنده داری کن که من امشب برای حرمت عشقی
که ویران شد برایت قصه ها دارم تو امشب آخرین اشکم بروی گونه می بینی
و امشب آخرین اندوه من مهمان توست بیا نامهربان
 و امشب را کنار بستر تاریک من شب زنده داری کن
چه شبهایی که من تا صبح برایت گریه می کردم و اندوهم همیشه میهمان گوشه و سقف اتاقم بود
قلم بر روی کاغذ لغزشی دشوار می پیمود که من در وصف چشمانت کلامی سهل بنویسم
درون شعر های من همیشه نام و یادت بود درون قصه های من همیشه قهرمان بودی




نوع مطلب : عاشــــق تنها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 12 شهریور 1391 :: نویسنده : (kamyab tajik )
یکشنبه 27 مهر 1393 08:32 ق.ظ
فهمیدن من سخت نیست اگر

شعر را شاعر باشی...
یکشنبه 12 شهریور 1391 04:31 ب.ظ
vaghean ziba va doos dashtani
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 01:17 ب.ظ
سلام.خووبی عزیز؟؟واسم تو آیدیم pm دادی گفتم بیام یه سری بزنم.
وبلاگ قشنگی داری ولی خواهش دارم اینکه اینقد عاشقونه ننویسی یا اینکه عشق روحانی بنویسی من مذهبی نیستم ولی خیلی ارزش داره که وقت بذاری و از این عشق بنویسی!
و اینکه اگه عاشق شده باشی باید حداقل کمی خوشحال باشی دل نوشته های تو همه غم انگیزن!
ولی در کل وبلاگ زیبایی داری اگر پر محتواترش بکنی!
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 02:02 ق.ظ
در فضای با صفای آسمان – میان ابرهای چون حریر



هرچه می روم ستاره هست



هر چه می روم به جز ستاره نیست



من چرا به ماه نمی رسم



ماه من بگو که چاره چیست ؟!
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 02:01 ق.ظ
به هر ستاره ای که میرسم –به مهر می نوازمش



به روی چشم خویش می گذارمش



به دست نازنین ابر می سپارمش



و باز می روم
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 02:00 ق.ظ
ای که نام تو شکسته در میان ناله و فغان و آه من



ای که عکس روی تو غنوده در نگاه من ، ماه من



شب برای دیدن تو با کبوتر خیال به آسمان که می روم
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 01:59 ق.ظ
من بدون تو چه خسته ام ، شکسته ام



مرا ببین که بال بسته ام



که در میان این قفس به سوگ خویشتن نشسته ام
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 01:59 ق.ظ
ای فدای تو تمام هستی ام



ای نگاه پاک تو بهانه ای فزون برای مستی ام



ای که با غم نبودنت هزار بار شکستی ام
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 01:58 ق.ظ
من به شوق بودن کنار تو چه رازها نهفته ام - چه حرفها نگفته ام



مرا ببین بدون تو میان بستری ز درد - چه بیقرار خفته ام
شنبه 19 فروردین 1391 01:53 ق.ظ
تا همیشه مثل دو تا قتاری عاشق.
یادته اون شبا رو که هم زیر چلچراغ مهتاب غــــــــزل میگفتی .
غزلهای ساد و زیبا...
شنبه 19 فروردین 1391 01:52 ق.ظ
توی حریم دلنواز گل یاس زیر قطره های پاک و گرم بارون
دستای گرمت تو دست من هم قسم شدیم که با هم بمونیم
شنبه 19 فروردین 1391 01:51 ق.ظ
مهربونم یادته اون روزا رو که با هم عاشقونه کنار تک درختی
که شاخه هایش پر از احساس وعشق بود.
شنبه 19 فروردین 1391 01:51 ق.ظ
آخه میدونم ای عزیز فردا میگی نه نداری...
بزار برو
راحت برو
من راضیم....به جونه تو
شنبه 19 فروردین 1391 01:50 ق.ظ
جوهر غمهای من خش نمیشه راحت برو
من تنها نیستم....با غمم بزارو برو
همین کنار دستمن چند تا کتاب فلسفه
لای همشون یه جمله هست،تنها بشین این مرهمه
آخه چرا دنبال من میای میگی دوسم داری...
شنبه 19 فروردین 1391 01:48 ق.ظ
میخام بگم بغضت نگیره ای عزیز
تو شدی یه کاغد ویه قلم با جوهر غلیظ
شنبه 19 فروردین 1391 01:48 ق.ظ
میخام بگم شما شدین پا پیچ من
تا من بگم شعرای غمگین دلم
شنبه 19 فروردین 1391 01:47 ق.ظ
شعرهای من، تمامشان برای تو
شنبه 19 فروردین 1391 01:46 ق.ظ
غصه‌های تو تمامشان از آن من
شنبه 19 فروردین 1391 01:46 ق.ظ
گرچه نیستند هیچ‌یک، سزای تو،
شنبه 19 فروردین 1391 01:45 ق.ظ
گرچه قلبم از هجوم غصه‌ها پُر است
شنبه 19 فروردین 1391 01:44 ق.ظ
عطر ساده و صمیمی صدای تو
شنبه 19 فروردین 1391 01:44 ق.ظ
من دلم هنوز بوی عشق می‌دهد
شنبه 19 فروردین 1391 01:43 ق.ظ
مانده روی برفِ کوچه، جای پای تو
شنبه 19 فروردین 1391 01:43 ق.ظ
مثل لحظه‌ای که رفته‌ای و بعد از آن
شنبه 19 فروردین 1391 01:42 ق.ظ
بی‌نوازش صدای آشنای تو
شنبه 19 فروردین 1391 01:42 ق.ظ
روبه روی آسمان نشسته‌ام، تهی‌ست
شنبه 19 فروردین 1391 01:41 ق.ظ
باز هم به یاد اشک بی‌ریای تو،
شنبه 19 فروردین 1391 01:40 ق.ظ
باز هم به یاد خنده‌های ساده‌ات
شنبه 19 فروردین 1391 01:39 ق.ظ
باز، با دلِ گرفته در هوای تو
شعر تازه‌ای سروده‌ام برای تو
شنبه 19 فروردین 1391 01:34 ق.ظ
بارور ز میل بارور ز درد روی خاک ایستاده ام
تا ستاره ها ستایشم کنند تا نسیم‌ها نوازشم کنند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ



نویسنده شعر و دلنوشته های عاشقونه




دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی تو پرشده است کسی صدایم می زند ومن تنها به احترام دل عاشقت، کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم. دل نوشته هایم ، راز دل پریشانم را رسوا می کنند و من آواره ی سرزمین رویاهایم می شوم. هیچ کس نمی دانست تو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!
نویسنده:
kamyab.tajik











تو بیا تا برایت بنویسم
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن
تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرونگذار دوباره تنها شوم....











اینها اوج احساس کامیاب است
من بخاطر تو نمانده‌ام، به احترام قلبی كه دوستت دارم را زمزمه كرد، مانده‌ام. هرچند كه تو در نظر من یك انسان معمولی هستی اما من بخاطر لبهایی كه مرا فرشته می‌خوانَد و بخاطر دستهایی كه در سرمای زمستان وجودم را گرما می‌بخشدمیمانم
دوست داشتن حرف كمی نیست كه بتوانم ساده از آن بگذرم. اگرچه این روزها این واژه مقدس بازیچه زبان مردم شده است اما هنوز هم برای من ارزشمند و ناب است. من بخاطر تقدس این واژه با تو میمانم...







تو که تنهای کامیاب تو تنهایی توکه حتی شبی راهم به یاد من نمیخوابی دلم در حسرت یک دوست دلم درحسرت یک بی ریای مهربان مانده است توکه هردم عنان یار میبردی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میخواندی تو که خود را مثال عشق تنها نام میبردی تو تنهایی؟ تو کامیاب دل هر عشق بی نامی تو که تیر خلاصت را به سوی یار میاندازی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میگفتی چرا؟اندم که از یک سو فرا خوانی ز سوی دیگرت تیر بلا رانی تو خود گفتی برو قلبت اهورایست منم رفتم ببینم یار بارانیست؟





مدیر وبلاگ : (kamyab tajik )
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی