تبلیغات

عشق فریاد بی صداست - دفتر یک دل تنها
عشق فریاد بی صداست

http://www.pic.iran-forum.ir/images/tgczhovkbeyobj3puu3w.jpg
آمدی و یک دنیا عشق و محبت برایم هدیه کردی
از آن پس دیگر بهار برایم آشنا بود زیرا هدیه یار مهربانم بود!
بهار را با دو دست مهربان خود و با قلب پاک خود تقدیم این خزان وجودم کردی..!
و مرا به شهری از جنس محبت و عشق بردی..
واژه عاشقی را برایم تو آوردی و از ترانه های زندگی زیباترین را تو سرودی!
کسی نبود با شنیدن درد و دلهای من دلش همچو باد لرزد و با غم آشنا نشود
آنچه داشتم و نداشتم یک اتاق خالی با یک دفتر پر از غم!
دفتری که در آن واژه های به قدری تلخ بودند که هیچ نامی شایسته آن نبود؛
دفتر عشق؟؟ دفتر غم ها ؟؟ دفتر دلتنگی ها یا دفتر یک دل تنها !؟...




نوع مطلب : عمومی، دلتنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 11 تیر 1386 :: نویسنده : (kamyab tajik )
یکشنبه 26 شهریور 1396 03:22 ق.ظ
Thanks in favor of sharing such a fastidious thought, paragraph is pleasant, thats
why i have read it completely
یکشنبه 15 مرداد 1396 10:21 ب.ظ
Simply wish to say your article is as amazing.
The clearness in your post is just nice and i could assume you are an expert on this subject.
Well with your permission allow me to grab your feed to keep updated with
forthcoming post. Thanks a million and please carry on the rewarding work.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 03:56 ب.ظ
Hi, its pleasant piece of writing on the topic of media print, we all be
aware of media is a fantastic source of facts.
سه شنبه 22 بهمن 1392 04:08 ق.ظ
سلام عزیزم وبلاگ زیبایی داری . حسابی خوشمان آمد راستی منم یه وبلاگ کوچولو دارم خوشحال میشم یه سر به منم بزنی . اگه با تبادل لینک موافقی خبرم کن تا لینکت کنم . منو با اسم ایستگاه تفریح میتونی لینک کنی فدای شما منتظرم بای
چهارشنبه 17 مرداد 1386 08:08 ق.ظ
گفتنی ها کم نیست


مثلا صبح و سلام هرروز

شوق دیدار تو یک لحظه و هر لحظه بعد

تب نادیدن تو ،وحشت این فکروخیال جانسوز

گفتنی ها کم نیست

به گمانم که خدا نقاش است

زندگی مظهر رنگ های خداست

رنگ ها تر جمه احساس است

مثلا سادگی ابی مهر

گرمی و زردی یک پرتو نور

حس رویایی همراه تو بودن در عشق

بی تو در تنهایی

با تو هنگام حضور

گفتنی ها کم نیست

سخن از عشق بگو

عشق یعنی هستی

عشق یعنی سخنی هست ،نمی باید گفت

عشق یعنی که نامی را در سینه نهفت

عشق یعنی یک راز

گفتگوی من و تو

خلوت و راز و نیاز

گفتنی ها کم نیست...
سه شنبه 19 تیر 1386 08:07 ق.ظ
كامیاب جان وب لاگ قشنگی داری بهت تبریك می گم . می دونی كه من یه دوست قدیمیم مواظب خودت باش عزیزم
دوشنبه 18 تیر 1386 11:07 ق.ظ
اینجا وبلاگه یا مشاعره این چیكار كرده كاش منم انقد طرف دار داشتم ایول بابا
دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
همیشه سبز می خشکد همیشه ساده می بازد
همیشه لشکر اندوه به قلب ساده می تازد
من آن سبزم که رستن را تو آخر بردی از یادم
چه ساده هستی خود را به باد سادگی دادم
دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
زمستون، تن عریون باغچه، چون بیابون .......... درختا، با پاهای برهنه، زیر بارون
نمی دونی تو كه عاشق نبودی .......... چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها، نشستن بی بهونه .......... واسه هم قصه گفتن عاشقونه
چه تلخه، چه تلخه، باید تنها بمونه قلب گلدون .......... مث من كه بی تو نشستم زیر بارون زمستون
زمستون، برای تو قشنگه پشت شیشه .......... بهاره، زمستون ها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری .......... كه باشه لحظه چشم انتظاری
گلدون خالی ندیدی، نشسته زیر بارون .......... گلهای كاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی، ببینی تلخه روزای جدایی
چه سخته، چه سخته، بشینم بی تو با چشمای گریون
دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
آسمان هم دگر از ناله ء من خسته شده
مجرم است این دل من باز ، که وابسته شده
دل دیوانهء من بر چه کسی، بسته شده!
دگر از عشق نهانش، به کجا رسته شده؟
دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
ای تو جاری شده درقشنگترین دقایقم
ای تو با من آشنا ناجی قلب عاشقم
ای تو پیدا شده در لحظه انتخاب دل
ای تو درسکوت شب بهارپاییزدلم
کسی مثل تو ،تو حرم نفسم جاری نشد
کسی مثل تو به سرم دست نوازش نکشید
کسی مثل تو منو به ظلمت شب نسپرد
کسی قلب منو مثل تو به آتیش نکشید
دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
من با مهربانی تو جان میگیرم از تو میخواهم.آری بازم مهربانی تو



دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
عاشق صادقی زمردن نهراس.....مردار بود هرانكه او را نكشند

آفتاب نگاه عاشقانه ات كجاست.....حالا كه سخت ازسرمای تنهایی می لرزم

دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
غزل شکوفه شاداب روزگار منست
بهار غنچه ایام در گذار منست
اگرچه شور جوانی و عمر در گذر است
غزل نشانه دوران بیقرار منست
خزان عمر شکوهی دگر تواند داشت
چو در شکوه خزانی، غزل بهار منست
چه غم که دفتر ایام شد سیه زیرا
غزل به دفتر عمر شعر ماندگار منست
دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
در دو چشمش گناه می خندید
بر رخش نور ماه می خندید
در گذرگاه آن لبان خموش
شعله یی بی پناه می خندید
شرمناك و پر از نیازی گنگ
با نگاهی كه رنگ مستی داشت
در دو چشمش نگاه كردم و گفت
باید از عشق حاصلی برداشت
سایه یی روی سایه یی خم شد
در نهانگاه رازپرور شب
نفسی روی گونه یی لغزید
بوسه یی شعله زد میان دو لب
دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
همیشه برای کسی بخند که میدونی به خاطر تو شاد میشه... واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه داری و اشک میریزی برات اشک میریزه... برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه... عاشقه کسی باش که دوستت بداره
دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
خداحافظ.. از اینجا كه پر از غمه خسته شدم میخوام برم... قلبمو كه دادم به تو دیگه باید پس بگیرم ... موندن هرگز...خداحافظ...دیگه میرم...اگه یه روز زردای دنیا اب بریزن رو قلب من... ستاره ها خاموش بشن تو اسمون شب من ... من میمیرم.. دیگه میرم...خسته شدم .. دیگه میرم ... گریه نكن .... دل بیا بریم ... از عشق چیزی نگیم ... درد عشقی كه كشیدیم.. جز خدا به كسی نگیم
دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
عشق یعنی چه.........؟ عشق یعنی منتظر ماندن در خم کوچهای بن بست خیال.....! عشق یعنی بی شمار افتادن و برخواستن.....................! عشق یعنی شب در خواب تو دیدن.............................! عشق یعنی در جهان رسوه شدن...............................! عشق یعنی دیدن افتادگان زیر پا................................! عشق یعنی كوله باره پر از غم.................................! عشق یعنی چشم های اشك بار.................................

دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
خیلی سخته که تو چشاش نگاه کنی اما بدونی که برای تو نیست خیلی سخته وقتی باهاش حرف میزنی بدونی که چشمش به توست اما قلبش جای دیگه خیلی سخته که بخوای قصه تنهایی تو براش بگی تا اونم دلداریت بده اما از ترس اینکه بهت نخنده هزار بار تو خودت بشکنی خیلی سخته وقتی آرزو داری دستاشو لمس کنی ببینی که دست دیگری جای خالی انگشتاشو پر کرده خیلی سخته شبا با یاد چشماش غرق در اشک پلکاتو روی هم بذاری آره همه ی اینا سخته و سخت تر از همه اون موقعی بود که زیر بارون بهش گفتی دوست دارم و اونم برای لحظه ای توی چشمای بارونیت نگاه کرد و با یه پوزخند از کنارت گذشت
دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
وبلاگ جدیدت مباركخیلی با حال شده اخر غمه بای
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



نویسنده شعر و دلنوشته های عاشقونه




دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی تو پرشده است کسی صدایم می زند ومن تنها به احترام دل عاشقت، کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم. دل نوشته هایم ، راز دل پریشانم را رسوا می کنند و من آواره ی سرزمین رویاهایم می شوم. هیچ کس نمی دانست تو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!
نویسنده:
kamyab.tajik











تو بیا تا برایت بنویسم
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن
تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرونگذار دوباره تنها شوم....











اینها اوج احساس کامیاب است
من بخاطر تو نمانده‌ام، به احترام قلبی كه دوستت دارم را زمزمه كرد، مانده‌ام. هرچند كه تو در نظر من یك انسان معمولی هستی اما من بخاطر لبهایی كه مرا فرشته می‌خوانَد و بخاطر دستهایی كه در سرمای زمستان وجودم را گرما می‌بخشدمیمانم
دوست داشتن حرف كمی نیست كه بتوانم ساده از آن بگذرم. اگرچه این روزها این واژه مقدس بازیچه زبان مردم شده است اما هنوز هم برای من ارزشمند و ناب است. من بخاطر تقدس این واژه با تو میمانم...







تو که تنهای کامیاب تو تنهایی توکه حتی شبی راهم به یاد من نمیخوابی دلم در حسرت یک دوست دلم درحسرت یک بی ریای مهربان مانده است توکه هردم عنان یار میبردی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میخواندی تو که خود را مثال عشق تنها نام میبردی تو تنهایی؟ تو کامیاب دل هر عشق بی نامی تو که تیر خلاصت را به سوی یار میاندازی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میگفتی چرا؟اندم که از یک سو فرا خوانی ز سوی دیگرت تیر بلا رانی تو خود گفتی برو قلبت اهورایست منم رفتم ببینم یار بارانیست؟





مدیر وبلاگ : (kamyab tajik )
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی