تبلیغات

عشق فریاد بی صداست - چرا تنهایی
عشق فریاد بی صداست

http://www.pic.iran-forum.ir/images/20b20zh1qz9g31br1caj.jpg
چرا تنهایی؟ این سوالی که بی جوابم برام مونده ... آره تنهاترینم... چرا؟خودت بهتر میدونی ولی نمیگی... ولی من میگم تا همه بدونن که هنوزم با همه بی وفایهات دوستت دارم... من تنهام شدم چون عشقم پاک بود... من تنها شدم چون دل ساده و زلالم در دستای تو بود... ولی تو چی باوفا؟ به خدا در پس سختی این روزها وشبهای نفرین شده برام هنوزم دلم نمیاد از گل نازکتر بهت بگم... دلم نمیاد... آخه تو مقدس ترین الهه ی دورانی... من دوست نداشتم تو را با کسی دیگه تقسیم کنم... ولی ناخواسته تقسیم شدی...غم وغصه هایت برای من موند و در وجودم ضرب شدن... ولی شادیها و قصه هایت هم مال دیگرون شد




نوع مطلب : عمومی، عاشــــق تنها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 11 تیر 1386 :: نویسنده : (kamyab tajik )
شنبه 25 شهریور 1396 01:03 ق.ظ
With havin so much content and articles do you ever run into any problems of plagorism or copyright infringement?
My website has a lot of completely unique content I've either written myself or outsourced but it looks like a lot of it is popping it up
all over the internet without my permission. Do you know any techniques to help prevent content from being stolen? I'd
certainly appreciate it.
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:40 ق.ظ
I all the time emailed this blog post page to all my
associates, as if like to read it afterward my contacts will too.
جمعه 18 فروردین 1396 10:10 ق.ظ
Thank you for every other great post. The place else may just anyone get that kind of information in such an ideal
way of writing? I have a presentation subsequent week,
and I am at the look for such information.
دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
میشه بپرسم این شعرهای تو چت میگین ماله كیه چقدر برای شما ارزش داره نه خصوصی میری نه حتی جواب دختر میدین هر كی هست خوش به حالش واقعا بهترینو انتخاب كرده من با اسم سمانه هر كاری كردم تو خصوصی من نیمودین افرین به تو میگن یه پسره خوب با عشقت خوش باشی
دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
بهم اینجا رو معرفی كردن بیام شعراتو بخونم چقدر پر احساس هستی شما خیلی از وبلاگت خوشم امد همیشه بهت سر میزنم
دوشنبه 18 تیر 1386 10:07 ق.ظ
چه شعرهای زیبای داری دمت گرد خیلی با حال بود بای
دوشنبه 18 تیر 1386 09:07 ق.ظ
سلام كامیاب چته دادا انقد غم نداشتی كسی قلبتو شكسته چرا اینجوری شدی تو شعر میگفتی نه انقد غمناك اهنگتو گوش دادم گریه كردم تنهای داشتی ماله خودت چرا دادا چرا دادا
دوشنبه 18 تیر 1386 08:07 ق.ظ
كامیاب تنها بهترینه تو كی تمامه شعراتو داری بهش تقدیم میكنی به اون واقعا خوش به حال اون دختر كه با كامیاب تنها باشه بای كامی خوشگله
دوشنبه 18 تیر 1386 08:07 ق.ظ
امشب تو چت بگو برای كی می نوشتی كه الان نمیخوای بنویسی اگه جوابمو ندی میام تو وبلاگت می نویسم تا دلیلشو بدونم بای
دوشنبه 18 تیر 1386 08:07 ق.ظ
اینجا جای دل تنگیهای منه دلم میگیره میام شعر های تو رو میخونم ارام میشم توم كه دیگه نمی خوای بنویسی چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دوشنبه 18 تیر 1386 08:07 ق.ظ
انقد میام اینجا ازت خواهش میكنم تا جوابمو بدی وقت بگو چرا باید از وبلاگ نویسی میخوای بری كنار
دوشنبه 18 تیر 1386 08:07 ق.ظ
بهت ایمیل كردم جوابمو بده برای چی نمیخوای بنویسی
دوشنبه 18 تیر 1386 08:07 ق.ظ
یعنی چی جوابمو بده
دوشنبه 18 تیر 1386 08:07 ق.ظ
یعنی چی جوابمو بده
دوشنبه 18 تیر 1386 08:07 ق.ظ
یعنی چی جوابمو بده
دوشنبه 18 تیر 1386 08:07 ق.ظ
یعنی چی نمیخوای بنویسی من عاشقه خودتو شعراتم وقت هر روز سر میزنم ببینم شعر جدیدی امده تو وبلاگت عكسو تعطیل كردی اینم میخوای تعطیل كنی اهههههههههه بای
دوشنبه 18 تیر 1386 08:07 ق.ظ
راستی اقا كامیاب شنیدم دیگه نمیخوای بنویسی چرا البته فضولیه ولی خوب چرا میخوام بدونم دیگه بای
دوشنبه 18 تیر 1386 08:07 ق.ظ
سلام به به اقا كامیاب اون وبلاگت چی شده چرا باز نمیكنه چرا اهنگ قشنگی گذاشتی رو وبلاگ من دو تا سه تا شعر برداشتم با اجازه شما بای
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



نویسنده شعر و دلنوشته های عاشقونه




دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی تو پرشده است کسی صدایم می زند ومن تنها به احترام دل عاشقت، کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم. دل نوشته هایم ، راز دل پریشانم را رسوا می کنند و من آواره ی سرزمین رویاهایم می شوم. هیچ کس نمی دانست تو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!
نویسنده:
kamyab.tajik











تو بیا تا برایت بنویسم
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن
تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرونگذار دوباره تنها شوم....











اینها اوج احساس کامیاب است
من بخاطر تو نمانده‌ام، به احترام قلبی كه دوستت دارم را زمزمه كرد، مانده‌ام. هرچند كه تو در نظر من یك انسان معمولی هستی اما من بخاطر لبهایی كه مرا فرشته می‌خوانَد و بخاطر دستهایی كه در سرمای زمستان وجودم را گرما می‌بخشدمیمانم
دوست داشتن حرف كمی نیست كه بتوانم ساده از آن بگذرم. اگرچه این روزها این واژه مقدس بازیچه زبان مردم شده است اما هنوز هم برای من ارزشمند و ناب است. من بخاطر تقدس این واژه با تو میمانم...







تو که تنهای کامیاب تو تنهایی توکه حتی شبی راهم به یاد من نمیخوابی دلم در حسرت یک دوست دلم درحسرت یک بی ریای مهربان مانده است توکه هردم عنان یار میبردی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میخواندی تو که خود را مثال عشق تنها نام میبردی تو تنهایی؟ تو کامیاب دل هر عشق بی نامی تو که تیر خلاصت را به سوی یار میاندازی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میگفتی چرا؟اندم که از یک سو فرا خوانی ز سوی دیگرت تیر بلا رانی تو خود گفتی برو قلبت اهورایست منم رفتم ببینم یار بارانیست؟





مدیر وبلاگ : (kamyab tajik )
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی