تبلیغات

عشق فریاد بی صداست - منتظرت می مانـم
عشق فریاد بی صداست
http://www.pic.iran-forum.ir/images/u0nsh3wzvhs6v00apwx0.jpg

این مطلب رو فقط برای تو می نویسم،تویـی كه میدانـم آن را خواهی خواند،كاش كه مرا می دیدی،كاش تو هم مرا می خواندی ، با تو هستم ، تویـی كه برای من فقط منـی، من. ونه شاید بهتر باشه بگم منـی كه توام. منتظرت می مانـم،حرفهایم را با تو گفته ام،تو هم حرفهایت را گفته ای،من كامل; به من نگاه
كن




نوع مطلب : عمومی، عاشــــق تنها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 11 تیر 1386 :: نویسنده : (kamyab tajik )
سه شنبه 6 تیر 1396 02:00 ق.ظ
I am very happy to read this. This is the kind of manual that needs to
be given and not the random misinformation that's at the other blogs.
Appreciate your sharing this greatest doc.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 04:18 ق.ظ
I comment when I appreciate a article on a site or
I have something to contribute to the conversation. It's triggered by the
sincerness displayed in the article I looked at. And on this post عشق فریاد
بی صداست - منتظرت می مانـم.
I was moved enough to drop a comment :-) I do have 2 questions for you if
it's okay. Is it simply me or does it seem like some
of the responses come across like coming from brain dead
individuals? :-P And, if you are writing at additional places, I'd like to keep up with anything fresh you have to post.

Would you make a list all of all your community sites like your Facebook page, twitter feed, or
linkedin profile?
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 11:04 ب.ظ
Wow! This blog looks just like my old one! It's on a entirely different subject but it
has pretty much the same page layout and design. Outstanding choice of colors!
سه شنبه 29 فروردین 1396 12:17 ب.ظ
Greetings! Very helpful advice within this post!
It is the little changes that produce the most important changes.
Many thanks for sharing!
یکشنبه 21 مرداد 1386 04:08 ق.ظ
سلام كامی جون خوبی داداشی عالیه وبت حرف نداره مثل خودت ممنون كه همیشه مان رو مورد لطف و محبت قرار میدی برات ارزوی موفقیت میكنم
یکشنبه 14 مرداد 1386 03:08 ق.ظ
سخن از مهر تو و جور تو نیست
سخن از
متلاشی شدن دوستی است ،
و عبث بودن پندار سرور آور مهر
آشنایی با شور؟
و جدایی با درد؟
و نشستن در بهت فراموشی –
- یا غرور؟!
یکشنبه 14 مرداد 1386 03:08 ق.ظ
در تو این قصه ی پر هیز - که چه؟
در من این شعله ی عصیان نیاز
در تو دم سردی پاییز - که چه؟
حرف را باید زد !
درد را باید گفت تو رو ندارم كامی تنها
یکشنبه 14 مرداد 1386 03:08 ق.ظ
کا شکی می دیدم
من به خود میگویم چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو
خاکستر کرد...
در من این جلوه ی اندوه ز چیست؟
یکشنبه 14 مرداد 1386 03:08 ق.ظ
بی قید -
و تکان دادن دست که
- مهم نیست زیاد-
و تکان دادن سر را که
- عجب! عاقبت مرد؟
افسوس-
یکشنبه 14 مرداد 1386 03:08 ق.ظ
گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس خواهد گفت؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی می شنوی
روی تورا کاشکی می دیدم
شانه بالا زدنت را
یکشنبه 14 مرداد 1386 03:08 ق.ظ
کاستن
کاهیدن
کاهش جانم
کم کم
چه کسـی خواهد دیـد
مردنـــــم را بــــی تو
بی تو مـردم، مـردم
یکشنبه 14 مرداد 1386 03:08 ق.ظ
بی تو دیو وحشت
هر زمان می دَرَدَم
بی تو احساس من از زندگی بی بنیاد
و اندر این دوره بیداد گــری ها هر دم
یکشنبه 14 مرداد 1386 03:08 ق.ظ
دوست دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم كامیاب تنها
پنجشنبه 21 تیر 1386 02:07 ق.ظ
با مهر ، با سپهر ،
با سنگ ، با نسیم ،
با آب ، با گیاه ،
در تار و پود من جریان یافت !
موجی لطیف ، بافته از جوهر جهان ،
تا عمق هفت پرده تن را ز هم شكافت .
پنجشنبه 21 تیر 1386 02:07 ق.ظ
با اینكه تو یه تیكه كاغذی
مثل تو دراین نقش آبكی
نمیتونه كسی دل منو بلرزونه
منو عاشق خودش كنه
__________________
پنجشنبه 21 تیر 1386 02:07 ق.ظ
با اینكه تو یه تیكه كاغذی
مثل تو دراین نقش آبكی
نمیتونه كسی دل منو بلرزونه
منو عاشق خودش كنه
__________________
پنجشنبه 21 تیر 1386 02:07 ق.ظ
ادم پرازشیطنا
میخونا همشون با هم دیگه
((بده آن قوطی سرخاب مرا
تا زنم رنگ به بیرنگی خویش))
تنها قصه من
پنجشنبه 21 تیر 1386 02:07 ق.ظ
برق نگاه تو نیست
وقتی نگات میكنم
آتیشی توی لبهای تونیست
همه پشت نقاب رنگیشون
چهره ای از دردوغصه ان
ازاینكه بازیچه یك عده
پنجشنبه 21 تیر 1386 02:07 ق.ظ
عشق توواسم همیشه
صدای زنگ آخریه
تو چشم این عروسكها
حتی یه لحظه برق
نگاه تو نیست
عروسكهای قشنگ نازنازی
پنجشنبه 21 تیر 1386 02:07 ق.ظ
از اول ایكاش
عشق تو نبودم
عاش عاشق سنگ می شدم
بهتر ازعشق توبود
پری قصه من
نازوپرازبیش وكم
پنجشنبه 21 تیر 1386 02:07 ق.ظ
یه نقش كاغذی
ازاونهمه نفس نفس
نموده جز دلواپسی
صورت پر رنگ تو رو
پیروخسته می كنم
ولی اما میدونم
دارم به خودم دروغ میگم
پنجشنبه 21 تیر 1386 02:07 ق.ظ
عاشق نقش تو دیوارا شدم
عاشق سنگ می شدم
بهتر ازعشق توبود
از اول ایكاش
عاشق تو نبودم
حالا از اونهمه التهاب
پیش من مونده
پنجشنبه 21 تیر 1386 02:07 ق.ظ
بازم كه جوابمو نمیدی چرا ننویسی باید بگی همه میخوان بدونند چرا تو انقد غم امده تو دلت الهی فدای دلت بشم جوابمو بده كامیاب تنها مغرور
پنجشنبه 14 تیر 1386 08:07 ق.ظ
سلوم نفله
خوبی كامی بزغاله
چه خوبرا
خوبه
عالیه
میگم چرا منو لینك نكردی بزغاله
میخوام لینكم كنی اون بالای بالا
اوكی
دفعه بعد میخوام صدر جدول باشه
میواظب خودت باش
دوست دار تو سامان
هههههههههههههه
چقد عاشقانه شد
خدا مرگم بده
بای داداش
راستی به موهات برس
داری خوشگل میشی
چهارشنبه 13 تیر 1386 07:07 ق.ظ
سلام داداش كامیاب
مرسی كه خبرم كرد ی
این وبلاگ هم مث سلطان عالیه
چهارشنبه 13 تیر 1386 01:07 ق.ظ
عجب وبلاگ خوشگلی داری وقت كردی سر به ما بزن سلطان قلبت چرا حذف شده ممنونم كه بهم سر زدی اپ قشنگه مخصوصا شعراش بای
چهارشنبه 13 تیر 1386 01:07 ق.ظ
سلام
وبلاگت عالیههههههههههه
سه شنبه 12 تیر 1386 01:07 ق.ظ
اقا كامیاب وبلاگ جدیدت مبارك داداش سلطان قلب شنیدم حذف كردی این همه بازدید كننده داشتی چرا این وبلاگت خوش گل شده بای
سه شنبه 12 تیر 1386 12:07 ب.ظ
وای وای چه وبلاگ باحالیه خیلی خوشگله ایول تنها دوباره بر گشتی من دو سه تا عكس برداشتم با شعر خیلی قشنگه بای عزیزم
دوشنبه 11 تیر 1386 10:07 ق.ظ
سلام تنها واقعا عالیه خیلی خوشگله منو ببخش تنها موفق باشی بای
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ



نویسنده شعر و دلنوشته های عاشقونه




دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی تو پرشده است کسی صدایم می زند ومن تنها به احترام دل عاشقت، کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم. دل نوشته هایم ، راز دل پریشانم را رسوا می کنند و من آواره ی سرزمین رویاهایم می شوم. هیچ کس نمی دانست تو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!
نویسنده:
kamyab.tajik











تو بیا تا برایت بنویسم
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن
تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرونگذار دوباره تنها شوم....











اینها اوج احساس کامیاب است
من بخاطر تو نمانده‌ام، به احترام قلبی كه دوستت دارم را زمزمه كرد، مانده‌ام. هرچند كه تو در نظر من یك انسان معمولی هستی اما من بخاطر لبهایی كه مرا فرشته می‌خوانَد و بخاطر دستهایی كه در سرمای زمستان وجودم را گرما می‌بخشدمیمانم
دوست داشتن حرف كمی نیست كه بتوانم ساده از آن بگذرم. اگرچه این روزها این واژه مقدس بازیچه زبان مردم شده است اما هنوز هم برای من ارزشمند و ناب است. من بخاطر تقدس این واژه با تو میمانم...







تو که تنهای کامیاب تو تنهایی توکه حتی شبی راهم به یاد من نمیخوابی دلم در حسرت یک دوست دلم درحسرت یک بی ریای مهربان مانده است توکه هردم عنان یار میبردی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میخواندی تو که خود را مثال عشق تنها نام میبردی تو تنهایی؟ تو کامیاب دل هر عشق بی نامی تو که تیر خلاصت را به سوی یار میاندازی تو که هردم دم از عشق و وفای یار میگفتی چرا؟اندم که از یک سو فرا خوانی ز سوی دیگرت تیر بلا رانی تو خود گفتی برو قلبت اهورایست منم رفتم ببینم یار بارانیست؟





مدیر وبلاگ : (kamyab tajik )
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی